معنی
لعب در اصل به معنای بازی کردن، تفریح، سرگرمی و انجام کاری است که هدف عقلانی و جدی ندارد. این واژه در متون ادبی و دینی گاهی به سبکسری یا امور ناپایدار دنیا نیز اشاره دارد.
یعنی چه
این کلمه یعنی روی آوردن به کارها و رفتارهایی که جنبه سرگرمی، تفریح و مزاح دارند و انسان را از مسیر اهداف جدی و واقعی زندگی دور میکنند؛ نظیر بازیها و نمایشهای گذرا.
مترادف
واژههایی چون بازی، لهو و تفریح نزدیکترین برابرهای این کلمه هستند. در ادبیات کلاسیک، اصطلاحاتی مانند لعبتبازی نیز با این مفهوم گره خوردهاند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی معمولاً به صورت فتح لام و سکون عین (لَعْب) یا در اصل عربی با فتح لام و کسر عین (لَعِب) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ به راهنمای «بازی یا سرگرمی» در قالب کلمهای سه حرفی، «لعب» است.
به عربی
این واژه خود ریشه عمیق عربی دارد و از ثلاثی مجرد (ل-ع-ب) گرفته شده است که برای بیان مفاهیم بازی، ورزش و تفریح به کار میرود.
به فارسی
برگردان دقیق و روان این واژه به فارسی، کلمه «بازی» و «سرگرمی» است که کل دامنه معنایی آن را پوشش میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل لعب
واژه «لعب» یکی از کلمات ریشهدار عربی است که به طور گسترده وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. این واژه در اصل به معنای بازی، سرگرمی، تفریح و شوخی است و به رفتارهایی اطلاق میشود که فاقد هدف جدی، عقلانی یا غایت پایدار هستند. متضاد اصلی این کلمه در منابع لغوی واژه «جِد» (جدیت) است.
در فرهنگ اسلامی و آیات قرآن کریم، کلمه لعب معمولاً در کنار واژه «لهو» به کار میرود تا نمادی از ناپایداری، زودگذر بودن و فریبندگی زندگی مادی دنیا باشد؛ همانطور که در آیه ۳۲ سوره انعام اشاره شده، زندگی دنیا چیزی جز یک بازی و سرگرمی موقت نیست. این کاربرد کنایهای، انسان را به غفلتزدایی و توجه به حقیقت پایدار دعوت میکند.
در ادبیات کلاسیک فارسی نیز مشتقات این کلمه مانند «لعبت» مفهوم ویژهای یافتهاند. لعبت که در اصل به معنای عروسک خیمهشببازی است، در اشعار معاصر و کهن به مجاز برای معشوق زیباروی یا انسانهایی که در دست تقدیر و فلک بازیگر اسیرند، به کار رفته است.