یعنی چه
واژه بلع به معنای قورت دادن، فروبردن غذا یا مایعات از دهان به مری بدون جویدن است. تکرار آن به صورت «بلع بلع» در متون کهن و نجومی عمدتاً به طالع و منزلت فلکی «سعد بلع» اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی و عربی با فتح حرف اول و سکون حرف دوم به صورت بَلْع تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمهای ۶ حرفی است که به عنوان پاسخ طالع نجومی یا تاکید بر فروبردن استفاده میشود.
به انگلیسی
در متون علمی و عمومی از واژگان مرتبط با فرآیند گوارش و در نجوم از نام ستاره استفاده میشود.
به عربی
ریشه اصلی این واژه عربی است و در این زبان برای فرآیند بلعیدن مایعات و غذا به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل قورت دادن، فروبردن و واژه کهن «اوباریدن» (از ریشه اوبار) است.
در قرآن
ریشه این واژه در قرآن کریم در داستان حضرت نوح به کار رفته است؛ جایی که به زمین فرمان داده میشود آب را فرو ببرد: «وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ» (و گفته شد ای زمین آبت را فروبر).
نماد چیست
در ادبیات استعاری نماد پذیرفتن کامل یک حقیقت یا فاجعه بدون مقاومت است. در نجوم قدیم و طالعبینی، نماد نرم شدن زمین، فرو رفتن آب باران در خاک و آغاز برکت و گرمای بهاری است.
جمعبندی و توضیح کامل بلع بلع
واژه «بلع بلع» ریشه در فرهنگ زبانی و نجومی کهن دارد. در وهله اول، واژه «بلع» از ریشه عربی به معنی قورت دادن و فرستادن غذا از حلق به مری است که در متون پزشکی و ادبی کاربرد دارد و حتی در قرآن کریم نیز به صورت فعل امر به زمین برای فروبردن آب طوفان نوح به کار رفته است.
تکرار این کلمه به صورت «بلع بلع» در اصطلاحات جدول و نجوم قدیم، بیش از هر چیز یادآور منزلت فلكی معروف «سعد بلع» در برج دلو است. این طالع شامل دو ستاره است که یکی کمنور و دیگری روشن است و در باور پیشینیان، ستاره روشنتر گویی دیگری را بلعیده است. این منزلت نمادی از اواخر زمستان و زمانی است که زمین گرم شده و آبها را به سرعت به خود جذب میکند.