معنی
واژه ذمیمه در زبان فارسی به عنوان یک صفت (غالباً برای موصوف مؤنث یا به صورت جمع در اخلاق و صفات) به معنی هر کار، خصلت یا ویژگی زشت و ناپسند است که مورد ملامت و سرزنش قرار میگیرد.
یعنی چه
وقتی به کارهای بد یا خصلتهای ناپسند اشاره میشود، اصطلاحاً به آنها «صفات ذمیمه» یا «اخلاق ذمیمه» میگویند که در مقابل صفات حمیده (پسندیده) قرار دارد.
تلفظ
این کلمه با فتح ذال، کسر میم اول، سکون یا مد یاء و فتح میم دوم تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه ذمیمه به عنوان پاسخ برای راهنماهای «نکوهیده» یا «ناپسند» به کار میرود و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم ذمیمه از صفاتی استفاده میشود که بار معنایی سرزنشآمیز و ناپسند بودن اخلاقی را با خود دارند.
به عربی
ریشه این کلمه عربی (ذ م م) است. در متن قرآن کریم خود واژه «ذمیمه» نیامده، اما مشتق مستقیم آن یعنی «مذموم» سه بار به کار رفته است.
به فارسی
برابرهای اصیل و متداول فارسی برای این واژه شامل کلماتی مانند نکوهیده، زشتکردار، بدفعل و ناپسند هستند.
نماد چیست
این کلمه یک مفهوم انتزاعی و صفت اخلاقی است و نماد مادی خاصی ندارد، اما در ادبیات و فرهنگ دینی نمادی برای ویژگیهای منفی روح و رفتارهای زشت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ذمیمه
واژه «ذمیمه» یک صفت عربیالاصل است که در زبان فارسی کاربرد ادبی و اخلاقی دارد. این کلمه به معنای زشت، ناپسند، نکوهیده و هر آنچه که شایسته سرزنش باشد به کار میرود. رایجترین کاربرد ترکیب آن در عباراتی نظیر «اخلاق ذمیمه» یا «صفات ذمیمه» است که در مقابل «صفات حمیده» (پسندیده) قرار میگیرد و به رفتارهای ناپسند انسانی اشاره دارد.
از نظر املایی و معنایی، نباید این کلمه را با واژه «ضمیمه» (به معنی پیوست و همراه) یا واژه «ذمه» (به معنی عهد و پیمان و مسئولیت) اشتباه گرفت؛ چرا که ریشه و مفهوم آنها کاملاً مجزا است. ریشه ذمیمه به فعل «ذمّ» به معنای سرزنش کردن برمیگردد.
در متون دینی و قرآنی، اگرچه خود لفظ ذمیمه وجود ندارد، کلمه همخانواده آن یعنی «مذموم» بارها برای توصیف عاقبت افراد زشتکردار و راندهشدگان استفاده شده است. این واژه در حل جداول کلمات متقاطع نیز به عنوان فکری برای کلمات ۵ حرفی با مفهوم نکوهیده کاربرد فراوان دارد.