یعنی چه
در منابع واژگانی، پشته علف به معنی مقدار زیادی از علف، یونجه یا کاه است که پس از برداشت، برای نگهداری یا جابهجایی روی هم تلانبار میشود.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «پُشته» (با ضمهٔ پ و سکون ش) و «عَلَف» (با فتح ع و ل) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این راهنما معمولاً کلماتی مثل پشته علف، خرمن علف یا هیزله است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژهٔ Haystack رایجترین معادل برای تودهٔ بزرگ علف خشک در مزارع است.
به عربی
در زبان عربی از واژهٔ «کومة» به معنای توده و تل برای توصیف انباشت علف استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی «Ot» به معنی علف و «yığın» به معنی توده و پشته است.
به فارسی
برگردانها و واژههای جایگزین فارسی این ترکیب شامل خرمن علف، کومه علف، کاه-انباشت و واژهٔ سنتی هیزله است.
جمعبندی و توضیح کامل پشته علف
ترکیب وصفی «پشته علف» در زبان فارسی به توده، تل یا انبوهی از علوفه و علفهای خشکشده گفته میشود که کشاورزان پس از فصل برداشت، آنها را برای خوراک دام یا نگهداری در انبار، در یکجا روی هم جمع میکنند. جزء اول این ترکیب یعنی «پشته» ریشهای کاملاً ایرانی و اوستایی دارد که به معنای برآمدگی و توده است، در حالی که جزء دوم یعنی «علف» از ریشه عربی وارد فارسی شده است.
این عبارت علاوه بر کاربرد واقعی در محیطهای روستایی و کشاورزی، در هنر و ادبیات نیز به عنوان نمادی از پایان فصل برداشت، فراوانی نعمتهای طبیعی، برکت و دسترنج دهقانان شناخته میشود؛ همانطور که در نقاشیهای مشهور کلود مونه یا ضربالمثلهایی نظیر «پیدا کردن سوزن در انبار کاه» (که نماد سختی جستجو است) نمود دارد.