معنی
این واژه در لغتنامههای معتبر به معنای فرزند الاغ (خرکره) و در مواردی بهصورت مجاز برای اشاره به بچهٔ اسب یا بچهٔ آهو آمده است.
یعنی چه
در کاربردهای عامیانه و ثانویه، این کلمه گاهی به عنوان استعاره یا کنایهای طنزآمیز برای افراد سادهلوح، کمتجربه یا سبکعقل استفاده میشود.
متضاد
برای نام حیوانات یا فرزندان آنها متضاد لغوی مستقیمی وجود ندارد، اما نقطهٔ مقابل آن از نظر رشد، حیوان بالغ است.
ریشه
ریشهٔ این واژه عربی است و در اصل به علت تمایل و فاصله گرفتنِ طبیعیِ کرهالاغ از مادرش، به این نام خوانده شده است. این واژه در نامهای تاریخی مانند «زینب بنت جحش» نیز دیده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به فرزند جوان الاغ از واژگانی چون foal یا colt استفاده میشود.
به عربی
این کلمه خود اصالتاً عربی است و در متون کلاسیک و احادیث به همین صورت به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی واژهٔ صیپا (Sıpa) دقیقاً معادل کرهالاغ در فارسی و جحش در عربی است.
نماد چیست
به دلیل ویژگیهای رفتاریِ حیوانات جوان، این واژه در فرهنگ عامه و ادبیات خاورمیانه به عنوان نمادی برای افراد غافل، بیتجربه یا لجباز به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل جحش
واژهٔ «جحش» یک اسم عام با ریشهٔ عربی فصیح است که به زبان فارسی نیز راه یافته و در اصل به معنای کرهالاغ یا بچهالاغ است. در لغتشناسی عرب، این نامگذاری از مفهوم مایل شدن و فاصله گرفتن مشتق شده، چرا که کرهالاغ معمولاً در زمان حرکت تمایل دارد کمی از مادر خود فاصله بگیرد. این کلمه گرچه در متن قرآن کریم به عنوان اسم عام حیوان نیامده، اما در تاریخ اسلام به عنوان اسم خاص (پدر زینب بنت جحش، همسر پیامبر) در شأن نزول آیات سوره احزاب اهمیت تاریخی دارد.
در کاربردهای استعاری و فرهنگ عامیانه، این کلمه دگرگونی معنایی یافته و مجازاً برای اشاره به انسانهای نادان، غافل، بیتجربه یا لجباز استفاده میشود. ادبیات عامه از ویژگیهای رفتاری این چهارپای جوان برای ساخت تعابیر طنزآمیز یا کنایهآمیز بهره برده است که این کاربرد در لهجههای مختلف عربی و متون کهن فارسی نیز به چشم میخورد.