معنی
این کلمه دارای دو معنای کاملاً مجزا و رایج است: ۱. رَبّ (با فتح راء و تشدید باء) به معنای پروردگار، مربی، مالک، صاحب اختیار و تدبیرکننده هستی. ۲. رُب (با ضم راء) به معنای عصاره، شیره و فشرده غلیظشده پختهشده میوهها مانند گوجهفرنگی و انار که در آشپزی کاربرد دارد.
یعنی چه
در اصطلاح دینی و قرآنی یعنی ذاتی که موجودات را آفریده و آنها را در مسیر تکامل پرورش میدهد. در اصطلاح عمومی و سفره ایرانی، یعنی چاشنی و مایه غلیظی که از جوشانیدن آب میوهها به دست میآید.
مترادف
برای معنای اول واژههایی چون پروردگار و صانع، و برای معنای دوم واژههایی مانند عصاره و شیره مترادف هستند.
متضاد
در معنای الهیاتی، متضاد دقیق آن بنده، برده و موجود پروردهشده (مربوب) است. برای معنای غذایی آن متضاد خاصی وجود ندارد.
هم خانواده
واژههای ربوبیت، ارباب و ربانی از ریشه معنایی پروردگار هستند؛ واژه مربا نیز با مفهوم عصاره و پرورده شدن کلمه رُب پیوند دارد.
ریشه
ریشه این واژه ثلاثی مجرد عربی (ر-ب-ب) است. در معنای اول به اصل پرورش دادن، تدبیر و مالکیت اشاره دارد و در معنای دوم به اصلاح و قوام یافتن چیزی به وسیله عصاره آن مربوط میشود.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ پرسشهای 'پروردگار'، 'صاحب و مالک'، یا 'عصاره میوه' کلمه دو حرفی «رب» است.
به انگلیسی
برای مفهوم دینی از کلمات Lord یا Sustainer استفاده میشود و برای مفهوم آشپزی واژه Paste به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل رب
واژه «رب» یکی از کلمات جالب در زبان فارسی است که به دلیل اشتراک در خط، دو تلفظ و دو معنای کاملاً متفاوت را در خود جای داده است. در حالت اول، رَبّ با فتح راء، ریشه عمیق دینی و قرآنی دارد که به صفات خداوند همچون پروردگاری، مالکیت مطلق و هدایت موجودات اشاره میکند و بیش از نهصد بار در قرآن تکرار شده است.
در حالت دوم، رُب با ضم راء، جایگاه ویژهای در فرهنگ عامه و آشپزی ایرانی دارد. این واژه که در اصل از همان ریشه عربی به معنی عصاره غلیظ اخذ شده، امروزه به عنوان چاشنی اصلی غذاهای ایرانی مانند رب گوجهفرنگی و رب انار شناخته میشود و نمادی از طعم، برکت و قوام یافتن غذاست.