معنی
صلح در زبان فارسی و عربی به مفهوم پایان یافتن خصومت، برقرار شدن صفا و صمیمیت، و ایجاد آرامش پدیدار میشود. همچنین در مباحث حقوقی و فقهی، به معنای نوعی قرارداد و توافق برای حل و فصل اختلافات یا واگذاری قانونی یک حق به دیگری به کار میرود.
یعنی چه
وقتی از صلح صحبت میشود، مقصود اصلی وضعیتی است که در آن جنگ، پیکار و کارزار جای خود را به همزیستی مسالمتآمیز، توافق و تراضی متبادل میدهند تا جامعه یا افراد از سایه خصومت خارج شوند.
مترادف
این کلمات همگی بیانگر حالت آرامش، همگرایی و فروکش کردن شعلههای دشمنی و دعوا هستند.
متضاد
این واژهها دقیقاً نقطه مقابل آرامش و سازش بوده و بر طبل درگیری، جدال و تفرقه میکوبند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی عربی (ص ل ح) مشتق شدهاند و مفاهیمی نزدیک به شایستگی و بهبود دارند.
ریشه
صلح یک واژه وامگرفته از زبان عربی است. مفهوم اولیه ریشه (ص-ل-ح) در لغت، شایسته شدن، خوب شدن، سالم بودن، برطرف شدن فساد و از بین رفتن نفرت و تباهی است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه صلح دقیقاً ۳ حرف دارد و معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «آشتی»، «سازش» یا «ضد جنگ» نوشته میشود.
به انگلیسی
واژه Peace رایجترین معادل انگلیسی صلح است که برای توصیف وضعیت نبود جنگ و وجود آرامش به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل صلح
واژه صلح ریشه در فرهنگ عمیق انسانی و آموزههای دینی دارد. این کلمه که از ریشه عربی (ص ل ح) به معنای شایستگی و رفع فساد گرفته شده، در لغتنامههای معتبر فارسی نظیر دهخدا به معنای آشتی، تسالم و تراضی میان دو طرف متباین تعریف میشود. صلح نهتنها پایانبخش جنگهاست، بلکه بستری برای شکوفایی جامعه و دوستی انسانها به شمار میرود.
در متون مقدس از جمله قرآن کریم، این واژه و مشتقاتش بارها مورد تأکید قرار گرفتهاند؛ از جمله آیه شریفه «وَالصُّلْحُ خَيْرٌ» که صراحت دارد صلح و آشتی همواره بهتر و برتر است. نمادهایی همچون کبوتر سفید و شاخه زیتون نیز در فرهنگهای مختلف جهان بازتابدهنده همین پیام جهانی آرامش هستند.
در نهایت، صلح فراتر از یک واژه سه حرفی، یک آرمان بزرگ بشری است که روبروی واژههای تاریکی چون جنگ، منازعه و خصومت میایستد تا زندگی را با صفا، توافق و همزیستی مسالمتآمیز پیوند بزند.