یعنی چه
بادنجان فرنگی نامی است که در دوره قاجار و هنگام ورود گوجهفرنگی به ایران به این گیاه داده شد. به دلیل شباهت ساختاری و همخانواده بودن این گیاه با بادمجان (هر دو از تیره بادنجانیان هستند) و ورود آن از بلاد فرنگ (اروپا)، این نام بر آن نهاده شد.
تلفظ
این ترکیب وصفی شامل واژهٔ بادِنجان (با کسر دال و سکون نون) به همراه مضافالیه فَرَنگی (با فتح فاء و راء) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای طماطم، گوجهفرنگی یا نام قدیم گوجهفرنگی کاربرد دارد. خود واژهٔ «بادنجان فرنگی» دقیقاً ۱۲ حرف دارد.
به انگلیسی
معادل انگلیسی این واژه Tomato است که به میوهٔ سرخرنگ و آبدار این گیاه اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی متداول، به این واژه طماطم و در برخی کشورهای شام مانند سوریه و لبنان به آن بندورة میگویند.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژهٔ Domates به کار میرود و در ترکی آذربایجانی عبارت «قیرمیزی بادیمجان» به معنای بادمجان سرخ استفاده میشود.
به فارسی
معادل استاندارد، رایج و امروزی این واژه در زبان فارسی «گوجهفرنگی» است. در گذشته و برخی گویشها از تماته یا پامادور نیز استفاده میشد.
نماد چیست
این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی قدمت زیادی ندارد و فاقد نماد سنتی است؛ اما در فرهنگ مدرن غربی به دلیل رنگ سرخ و شکل قلبمانندش، گاهی نماد عشق، باروری و شادابی به شمار میرود و به آن سیب عشق نیز گفتهاند.
جمعبندی و توضیح کامل بادنجان فرنگی
واژه «بادنجان فرنگی» یکی از نامهای نخستین و کهن گوجهفرنگی در زبان فارسی است که در دوران قاجار رواج داشت. در آن زمان به دلیل شباهت ظاهری این محصول جدید با بادمجان معمولی و از آنجا که از کشورهای اروپایی (فرنگ) وارد شده بود، این نام مرکب را برای آن انتخاب کردند. با گذشت زمان و تثبیت واژه «گوجهفرنگی»، استفاده از این اصطلاح منسوخ و کمکاربرد شد.
بررسی ریشهشناختی نشان میدهد واژه بادنجان خود معرب واژه پارسی میانه «بادنگان» است. این گیاه به دلیل اصالت آمریکای جنوبی، در متون کهن یا کتب مذهبی مانند قرآن پیشینهای ندارد و امروزه تنها در اسناد تاریخی، لغتنامههای قدیمی نظیر دهخدا، یا به عنوان یک چالش نوستالژیک در جدولهای کلمات متقاطع دیده میشود.