یعنی چه
نیزهگذار یک صفت فاعلی مرکب در زبان فارسی است. این واژه به پرتابکنندهٔ نیزه، نیزهافکن، یا سوار جنگی مجهز به این سلاح اشاره دارد که در نبردهای باستانی نقش مهاجم را ایفا میکرده است.
تلفظ
این واژه از دو بخش «نیزه» (با کسر یا فتح ز) و «گذار» (با ضمه گ، از مصدر گذاشتن/گذشتن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه بر اساس تعداد حروف (۸ حرف) مشخص میشود و مترادفهای آن نظیر رامح یا نیزهافکن نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به پیاده یا سواره نظام بودن رزمنده، از واژگان متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه رَمْح به معنی نیزه است و اصطلاح رامح به عنوان صفت برای شخص نیزهگذار به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی کلمه مِزراق (Mızrak) به معنی نیزه است و پسوند چی برای ساختن صفت فاعلی به آن اضافه میشود.
نماد چیست
در ادبیات حماسی فارسی بهویژه شاهنامه فردوسی، عباراتی مانند «دشت سواران نیزهگذار» کنایه از رزمندگان شجاع و جنگاوران مناطق میانرودان و تازیان باستان است که در هنر نظامی و سوارکاری مهارتی بالا داشتند.
جمعبندی و توضیح کامل نیزه گذار
واژه «نیزهگذار» از ترکیبات کهن و اصیل زبان فارسی است که ریشه بخش اول آن یعنی «نیزه» به زبانهای ایران باستان بازمیگردد و بخش دوم آن از مصدر گذاشتن یا گذشتن مشتق شده است. این کلمه در متون کلاسیک و نظم و نثر تاریخی، توصیفی برای سپاهیان مجهز به سلاحهای طویل و برنده بوده است.
در ادبیات اساطیری ایران و شاهنامه فردوسی، این اصطلاح فراتر از یک ابزار نظامی، وجههای نمادین دارد و یادآور دلاوری، مهارت در نبرد تهاجمی و همچنین نشاندهنده جغرافیای خاصی از جنگاوران باستان است.
اگرچه این ترکیب فاعلی به این شکل در متون مذهبی مانند قرآن کریم مستقیماً دیده نمیشود (و تنها شکل جمع عربی سلاح آن یعنی رِماح آمده است)، اما در ادبیات فارسی جایگاه مستحکمی دارد و امروزه در بازیها، جدولها و متون تاریخی معادل سربازان پیاده یا سوارهنظام سنگین عهد عتیق قلمداد میشود.