یعنی چه
در لغتنامههای معتبر عربی و اسلامی، الجحش به معنای کرهٔ الاغ یا بچهخر (چه اهلی و چه وحشی) است. در کاربردهای استعاری و عامیانهٔ امروزی، این واژه گاهی به عنوان توهین برای اشاره به فرد نادان، لجباز، سبکعقل یا خودرأی نیز استفاده میشود.
تلفظ
این کلمه با فتح جیم و سکون حاء و شین تلفظ میشود و ریشهٔ آن ثلاثی مجرد (ج-ح-ش) است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، واژهٔ الجحش به عنوان یک کلمهٔ ۵ حرفی با مفهوم کرهٔ الاغ شناخته میشود.
به انگلیسی
برای توصیف این واژه در زبان انگلیسی از اصطلاحات مربوط به فرزند حیوان یا واژههای توهینی معادل استفاده میشود.
به عربی
در متون لغوی عربی مانند لسان العرب، برای تبیین دقیق این واژه از ترکیبهای توضیحی فوق استفاده شده است.
به فارسی
در برگردان مستقیم به زبان فارسی، این کلمه اشاره به فرزند کوچک حیوان الاغ دارد و بار معنایی مشابهی را در ادبیات عامیانه حمل میکند.
در قرآن
خود این واژه در آیات قرآن وجود ندارد (اگرچه کلمات الحمار و الحمير آمدهاند)؛ با این حال در تاریخ اسلام و شأن نزول برخی آیات (مانند آیه ۲۱۷ سوره بقره)، نام صحابی معروف «عبدالله بن جحش» به چشم میخورد.
نماد چیست
در فرهنگ عامه عرب، اصطلاح «جُحَیشُ وحده» (کرهخرِ تنها) به عنوان مَثَل و نمادی برای افراد خودرأی، منزوی و کسانی که بدون مشورت تصمیم میگیرند به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل الجحش
واژهٔ «الجحش» یک واژهٔ اصیل عربی از ریشه (ج-ح-ش) است که در معنای حقیقی خود به کرهٔ الاغ یا بچهخر، پیش از آنکه از شیر گرفته شود، اطلاق میگردد. این کلمه به عنوان وامواژه در ادبیات و لغتنامههای فارسی نیز وارد شده و در مسابقات جدول کلمات متقاطع به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی کاربرد دارد.
علاوه بر معنای لغوی و حیوانی، الجحش در فرهنگ عامیانه و معاصر عربی دارای بار معنایی استعاری است؛ به طوری که برای توصیف افراد نادان، احمق، لجباز یا خودرأی به کار میرود. این واژه در متن قرآن کریم ذکر نشده است، اما در اسناد تاریخی اسلام به عنوان نام یکی از صحابه (عبدالله بن جحش) دیده میشود.