یعنی چه
«قومندان شفیع هزاره» (محمد شفیع) یکی از فرماندهان نظامی معروف حزب وحدت اسلامی در دهه ۷۰ خورشیدی بود که در جریان جنگهای داخلی افغانستان و دفاع از ساحات غرب کابل نقش کلیدی داشت. از آنجا که این عبارت یک اسم خاص (نام شخصیت تاریخی) است، تعریف واژگانی عمومی ندارد و به یک فرد مشخص اشاره میکند.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت «قُومَندان» (Qomandān - به معنی فرمانده در فارسی افغانستان)، «شَفیع» (Shafī') و «هَزاره» (Hazāra - اشاره به قومیت وی) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ این پرسش در صورت درخواست نام کامل ۱۶ حرف دارد. گزینههای کوتاهتر نیز بسته به تعداد خانههای جدول ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
عبارت فوق برگردان دقیق نام و عنوان نظامی وی در اسناد و متون انگلیسی زبان است.
به فارسی
واژه «قومندان» در زبان فارسی افغانستان (دری) دقیقاً معادل «فرمانده» یا «سردار نظامی» در فارسی معیار ایران است؛ بنابراین برگردان معنایی آن «فرمانده شفیع هزاره» میشود.
نماد چیست
این نام در ادبیات سیاسی و اجتماعی افغانستان، برای حامیانش نماد فداکاری، مقاومت مسلحانه و دفاع از حقوق و هویت قوم هزاره در برابر گروههای رقیب است. در مقابل، در روایت جبهات رقیب دوران جنگهای داخلی، نمادی از درگیریهای خشن آن دوره به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قومندان شفیع هزاره
«قومندان شفیع هزاره» (۱۳۴۳–۱۳۷۵ خورشیدی) نام یکی از فرماندهان نظامی مشهور و تاثیرگذار مجاهدین خلق هزاره در افغانستان است. وی در جریان جنگهای داخلی دهه هفتاد خورشیدی در کابل، فرماندهی بخشی از نیروهای دفاعی حزب وحدت اسلامی را بر عهده داشت و به دلیل مهارتهای نظامی و حضور در خطوط مقدم جبهه غرب کابل، به شهرت زیادی دست یافت.
از نظر ساختار زبانی، این عبارت یک اسم خاص است که از سه جزء تشکیل شده است: «قومندان» که وامواژهای اروپایی در فارسی دری به معنای فرمانده است، «شفیع» که نام کوچک اوست و «هزاره» که به تبار و قومیت وی اشاره دارد. به دلیل ماهیت اسمی این عبارت، واژههای متضاد یا مترادف لغوی برای کل آن وجود ندارد و تحلیل آن صرفاً جنبه تاریخی و نمادین دارد.