یعنی چه
شحمه در لغت به معنی یک قطعه چربی، پیه یا دنبه است. در کالبدشناسی به بخشهای نرم و آویزان بدن مانند لاله گوش (شحمة الاذن) و در گیاهشناسی به قسمت گوشتی و نرم میوهها نیز اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت شَحْمَة (با فتح شین) تلفظ میشود و در زبان فارسی نیز بیشتر با فتح شین (شَحمه) و گاهی با ضم شین (شُحمه) به کار میرود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه شحمه به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «یک تکه پیه»، «قطعهای چربی» یا «لاله گوش» استفاده میشود و کلمهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی آن برای چربی Fat یا Lard، برای غده چربی Sebum و برای لاله گوش Earlobe است.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است؛ «شَحمه» به یک تکه چربی اشاره دارد و واژه «شَحم» به جنس چربی و پیه گفته میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل پیه، دنبه، وزد، دسم و چربی حیوانی است که به بافتهای چربی غنی در بدن حیوانات اشاره دارد.
در قرآن
خود واژه مفرد «شحمه» در قرآن نیست، اما ریشه آن در قالب جمع یعنی «شُحُوم» در آیه ۱۴۶ سوره انعام به کار رفته که به تحریم چربی و پیه گاو و گوسفند برای بنیاسرائیل به عنوان مجازات اشاره دارد: «وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا».
جمعبندی و توضیح کامل شحمه
واژه «شحمه» یک وامواژه عربی در زبان فارسی است که از ریشه ثلاثی «ش-ح-م» گرفته شده و در اصل به معنای یک قطعه چربی یا تکهای از پیه حیوانی است. این کلمه در زبان فارسی کاربردی دانشنامهای، پزشکی و لغوی دارد و نباید آن را با واژه «شحنه» به معنی داروغه یا نگهبان اشتباه گرفت.
علاوه بر معنای اصلی (چربی)، شحمه در اصطلاحات کالبدشناسی قدیمی به بخشهای نرم بدن نظیر لاله گوش (شحمة الاذن) و در گیاهشناسی به بخش گوشتی میوهها نیز اطلاق میشود. ترکیب «لحم و شحم» (گوشت و چربی) در ادبیات متون کهن مایه طراوت، فربهی، برکت مادی و ثروت به شمار میرفته است.
در متون مذهبی و قرآنی نیز ریشه این واژه اهمیت بالایی دارد؛ به طوری که شکل جمع آن یعنی «شحوم» در سوره انعام در مبحث احکام خوراکیها و تحریمهای تنبیهی قوم بنیاسرائیل ذکر شده و در روایات طب سنتی و اسلامی نیز از چربی گاو (شحم) و لاله گوش با این ریشه یاد شده است.