یعنی چه
در اصطلاح واقعی به سنگ قیمتی سرخرنگ (مانند یاقوت یا اسپینل) که بسیار خالص، براق و بدون تیرگی باشد میگویند. در ادبیات کلاسیک فارسی نیز به عنوان کنایه و استعاره از لب یا گونهٔ سرخ، شاداب و شیرین معشوق به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب وصفی متشکل از دو واژه است: «لَعْل» با سکون عین و لَام، و «آبْدار» که در حالت اضافه به صورت «لَعْلِ آبْدار» خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این ترکیب با احتساب فضای پیوسته، «لعل ابدار» (۸ حرف) است. از طراحان جدول ممکن است به عنوان نشانه برای لب معشوق یا گوهر شفاف نیز استفاده کنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بخش سنگشناسی آن از واژههای فوق استفاده میشود و در مفاهیم استعاری میتوان آن را به لبان سرخ و باطراوت تعبیر کرد.
به عربی
در متون کهن عربی گاهی از اصطلاح «یاقوت احمر» نیز برای اشاره به این مفهوم استفاده شده است.
به فارسی
برگردانها و معادلهای سره و بومی این ترکیب در زبان فارسی شامل واژههایی چون «لعل ناب»، «لعل سیراب» و «گوهر شبچراغ» است که همگی بر پاکی و ارزش بالای سنگ دلالت دارند.
نماد چیست
در فرهنگ و شعر پارسی، لعل آبدار نمادی از خلوص، کمال دستیافتنی با صبر (سنگی که در اثر تابش خورشید لعل میشود) و به طور ویژه مظهر لبان زیبارویان و کلام پرمهر است.
جمعبندی و توضیح کامل لعل ابدار
ترکیب وصفی «لعل آبدار» یکی از تعابیر نغز و پرکاربرد در ادبیات کلاسیک فارسی است. واژه «لعل» در اصل ریشهای فارسی دارد (از واژه لال به معنی سرخ) که پس از ورود به زبان عربی تعریب شده و با حرف «عین» نوشته شده است؛ ترکیب آن با «آبدار» معنای گوهری سرخ، بسیار شفاف و باطراوت را میسازد که نور را به زیبایی از خود عبور میدهد.
این اصطلاح در اشعار شاعران بزرگی چون حافظ و سعدی، بیشتر جنبهٔ استعاری داشته و به عنوان کنایهای از لب سرخ، شاداب و شیرین معشوق به کار رفته است. لازم به ذکر است که این ترکیب در قرآن کریم وجود ندارد؛ چرا که واژه «لعلّ» در قرآن صرفاً یک حرف عربی به معنای «شاید و امید است» بوده و ارتباطی با سنگ قیمتی لعل ندارد.