یعنی چه
عنبر هندو به مرغوبترین و معطرترین نوع عنبر سائل اشاره دارد که از ترشحات دستگاه گوارش شاهنهنگ (نهنگ عنبر) به دست میآمده و روی آبهای اقیانوس هند شناور میشده است. این ماده بسیار نایاب، خوشبو و گرانبها بوده و در عطرسازی و طب سنتی کاربرد داشته است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «عَنبَر» (با فتح عین و سکون نون و باء) و «هِندو» (با کسر هاء و سکون نون) تشکیل شده است که به صورت اضافهٔ وصفی به یکدیگر متصل میشوند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این نشانه دقیقاً خود واژهٔ «عنبر هندو» با ۸ حرف است. همچنین ممکن است به عنوان راهنمای واژههایی چون عنبر اشهب یا غالیه به کار رود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مادهٔ معطر طبیعی حاصل از نهنگ از واژهٔ Ambergris استفاده میشود.
به عربی
در متون طب سنتی و تجارت کهن عرب، این ماده به نام «العنبر الهندي» یا همان عنبر منسوب به بلاد هند شناخته میشد.
به فارسی
در زبان و ادبیات فارسی، برگردانها و واژههای مترادف این ترکیب شامل عنبر اشهب، غالیه، معطر، و شاهبوی است که همگی به مادهای فوقالعاده خوشبو اشاره دارند.
نماد چیست
در شعر و ادبیات کلاسیک فارسی، عنبر هندو به دلیل رنگ تیره و بوی خوش بیحدش، نماد و کنایه از زلف سیاه، معطر و شکندرشکن معشوق و همچنین مظهر ارزشمندی، نایابی و اشرافیت است.
جمعبندی و توضیح کامل عنبر هندو
ترکیب وصفی «عنبر هندو» در فرهنگ و ادبیات فارسی به مرغوبترین، تیرهترین و خوشبوترین نوع عنبر سائل اشاره دارد. این ماده که در حقیقت ترشحات گوارشی نهنگ عنبر است، پس از شناور شدن روی امواج اقیانوس هند به سواحل میرسید و به دلیل فرآیند دشوار یافت شدنش، ارزشی برابر با طلا داشت.
در دیوان شاعران بزرگ نظیر خاقانی، این واژه بارها به عنوان کنایهای از زلف سیاه، خماندرخم و عطرآگین یار به کار رفته است. قدمت این اصطلاح بیشتر به متون ادبی، طب سنتی و تجارت عطاری کهن بازمیگردد و اگرچه در متون دینی مانند قرآن کریم مستقیماً ذکر نشده، اما جایگاه نمادین برجستهای در تصویرسازیهای شاعرانه داشته است.