یعنی چه
این اصطلاح در متون کهن به دو صورت معنا میشود؛ یکی معنای حقیقی به مفهوم جابهجا کردن و بار کردن جواهرات و سنگهای قیمتی، و دیگری معنای مجازی و کنایی در ادبیات فارسی که به نشانهٔ تشبیه دانههای اشک به مروارید، به معنای گریستن و اشک ریختن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب متشکل از واژهٔ «گوهر» (با واو مجهول در فارسی کهن یا ضمه در فارسی معاصر) و فعل «کشیدن» (با کسر کاف) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «گوهر کشیدن» به عنوان پاسخ ۹ حرفی برای راهنماهایی مثل «اشک ریختن شاعرانه» یا «حمل جواهرات در قدیم» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معادلسازی این ترکیب، در اشعار و متون ادبی غربی از عبارتهایی مانند To weep pearls استفاده میشود و در مفهوم فیزیکی و واقعی، حمل گنجینهها مد نظر است.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم شاعرانه و کنایی این عبارت، از تعابیری همچون گریستنِ دُر یا جاری شدن مرواریدوار اشک استفاده میکنند.
در قرآن
خود ترکیب فعلی «گوهر کشیدن» در آیات قرآن وجود ندارد؛ اما واژههایی با مفاهیم همراستا مانند «لؤلؤ» و «مرجان» برای توصیف زیباییها و نعمتها در سورههایی نظیر الرحمن و واقعه به چشم میخورد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و عرفانی ایران، این اصطلاح نمادی از جلوهٔ زیبا و گرانبهای رنج عاشق است که اشکهایش مانند گوهر میدرخشد. همچنین نمادی از سختی بارکشیِ کاروانهای حامل گنج است، چنانکه نظامی میفرماید شتران از گوهر کشیدن به ستوه آمده بودند.
جمعبندی و توضیح کامل گوهر کشیدن
اصطلاح «گوهر کشیدن» یک ترکیب فعلی مرکب و اصیل در زبان فارسی است که ریشهای کهن دارد. واژهٔ گوهر از پارسی میانه (gōhar) به معنای ذات و سنگ قیمتی و فعل کشیدن از ریشههای باستانی ایرانی مشتق شده است. این عبارت در ادبیات کلاسیک دو جلوهٔ متمایز دارد؛ یکی توصیف فیزیکی حمل سنگهای گرانبها توسط کاروانها و دیگری تصویرسازی کنایی برای گریهٔ عاشق که اشکهای او را به دانههای درخشان مروارید و گوهر تشبیه میکند.
این واژه اگرچه امروز در زبان گفتاری روزمره کاربرد چندانی ندارد، اما در شعر و نثر کلاسیک (مانند اشعار نظامی گنجوی) به عنوان ابزاری برای بیان عظمت دارایی یا عمق سوز و گداز درونی استفاده میشده است. در ساختار مسابقات و جدولها نیز به دلیل تعداد حروف مشخص (۹ حرف)، جایگاه ویژهای در طراحی سوالات ادبی دارد.