یعنی چه
این واژه از ترکیب صفت فاعلی «توفنده» (به معنی غوغاگر و خروشان) و ضمیر متصل «ـَش» (به معنی او یا آن) تشکیل شده است. معمولاً برای توصیف حالت شدید و خشمگین پدیدههای طبیعی مانند باد، طوفان، سیل یا دریا به کار میرود و به معنای «حالتِ توفنده و پرخروش آن» است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت واجبستِ [تُ فَ ن دَ ش] است که در شعر و نثر روان فارسی، همزهٔ ضمیر مکتوم شده و به صفت پیشین متصل میگردد.
در جدول
پاسخ دقیق این مدخل در جدولهای کلمات متقاطع با توجه به تعداد حروف، خود واژهٔ «توفنده اش» (۸ حرف) یا صفات هممعنی آن نظیر خروشان و غران است.
به انگلیسی
برای انتقال دقیق معنای ضمیر متصل، از صفات طوفانی و خروشان به همراه ضمیر مالکیت its استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از واژگان مشتق از ریشههای عصف و هیج به همراه ضمیر متصل «ـه» برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی صفت kükreyen (غرنده/خروشان) یا coşkun به همراه پسوندهای مالکیت این معنا را بازگو میکند.
به فارسی
معادلهای سره و بومی این واژه شامل عباراتی چون «غراناش»، «پرخروشاش»، «دماناش» و «موجزناناش» است که همگی بیانگر اوج صدا و حرکت یک پدیده هستند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، کلمهٔ توفنده و ترکیبهای آن نماد قدرت مهارناپذیر، خروش درونی، انقلابهای عظیم اجتماعی، آشوب پدیدههای طبیعی (مانند سیل و دریا) و عواطف سرکش انسانی به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل توفنده اش
واژهٔ «توفندهاش» یک صورت ترکیبی در زبان فارسی است که از صفت فاعلی «توفنده» و ضمیر متصل غایب «ـَش» ساخته شده است. واژهٔ پایه یعنی توفنده، از مصدر اصیل و فارسی «توفیدن» به معنای فرياد بلند كشيدن، غریدن و خروشان بودن مشتق شده و ریشههای کهن آن به واژگان اوستایی مرتبط با نیرو و توانایی بازمیگردد. بنابراین، این کلمه به معنای «حالتِ خروشان و متلاطمِ آن پدیده» به کار میرود.
این عبارت در متون ادبی و اشعار پارسی عمدتاً برای بخشیدن جانبخشی به پدیدههای سرکش طبیعت نظیر سیلابهای ویرانگر، امواج سهمگین دریا و بادهای طوفانی استفاده میشود؛ جایی که شاعر میخواهد غرش، ابهت و قدرت مهارناپذیر آن پدیده را به تصویر بکشد. در ساختار مسابقات و جداول کلمات متقاطع نیز این کلمه به عنوان یک آرایهٔ عینی با ۸ حرف شناخته میشود که پاسخهای همارز آن کلماتی چون غران و خروشان هستند.