یعنی چه
واژه «باهنده» (یا باهانده / بانده) در گویشهای جنوب و غرب ایران نظیر لری بختیاری، بویراحمدی، دزفولی و کازرونی به عنوان معادل زنده و پرکاربرد واژه «پرنده» به کار میرود.
تلفظ
این واژه با فتح هاء پیش از نون (باهَنده) تلفظ میشود و در برخی مناطق به صورت کشیدهتر یا بدون هاء (بانده) نیز شنیده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به سوالاتی با این مضمون میتواند خودِ «کلمه باهنده» با ۱۰ حرف یا معادلهای آن مانند پرنده باشد.
به انگلیسی
این واژهها دقیقاً به مفهوم موجود پروازکننده و بالدار اشاره دارند.
به عربی
طائر به معنای پروازکننده عمومی و عصفور بیشتر برای پرندگان کوچک و گنجشکسانان به کار میرود.
به ترکی
واژه قوش در ترکی مفهوم کلی پرنده را میرساند.
به فارسی
در متون ادبی و فارسی معیار، واژههای پرنده و مرغ دقیقترین برگردانها برای این واژه گویشی هستند و متضادهای نسبی آن را میتوان چرنده یا خزنده دانست.
در قرآن
از آنجا که باهنده واژهای کاملاً پارسی است، در متن قرآن وجود ندارد؛ اما معنای آن در آیاتی مانند آیه ۳۸ سوره انعام با کلمه «طائر» (پرندهای که با دو بال پرواز میکند) آمده است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و باورهای محلی، باهنده علاوه بر نماد آزادی و آسمان، گاه به عنوان پیک و پیامآور اخبار خوش یا ناخوش بر بام خانهها شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه باهنده
واژه «باهنده» یکی از کهنترین واژههای اصیل ایرانی است که ریشه در زبان پهلوی ساسانی و اشکانی دارد. در آن دوران واژه «wāyendag» به معنای موجود پروازکننده به کار میرفته که برخلاف فارسی معیار امروز که دچار فراموشی شده، هنوز در گویشهای جنوب و غرب کشور مانند لری و دزفولی کاملاً زنده و پویاست.
این واژه از نظر معنایی دقیقاً مترادف با «پرنده» است و در ساختار فرهنگی و بومی این مناطق، نمادی از رهایی، صعود و آسمان به شمار میرود. بررسی این واژهها نشاندهنده غنای ریشههای زبانهای ایرانی در گویشهای محلی است.