معنی
در زبان فارسی به معنای رنج، مشقت، کار دشوار، دردسر و همچنین ایجاد مزاحمت برای کسی است.
یعنی چه
این واژه به حالتی اشاره دارد که فرد برای رسیدن به هدفی، فشار و سختی زیادی را تحمل میکند یا اینکه به دلیل حضور خود، باعث به دردسر افتادن دیگران میشود.
مترادف
واژگانی چون رنج، مشقت، سختی و دردسر نزدیکترین هممعنیها برای این کلمه هستند.
متضاد
آسایش، راحتی و سهولت متضادهای مفهومی این واژه به شمار میروند.
هم خانواده
کلمات مزاحم، مزاحمت و مزدحم از خانواده ریشهای این واژه هستند.
ریشه
این واژه از زبان عربی و از ریشه «ز ح م» گرفته شده که در اصل به معنای فشار آوردن و ازدحام کردن است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، زحمت معمولاً با ۴ حرف پاسخ داده میشود و معادلهایی مثل «رنج» نیز برای آن در نظر میگیرند.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی زحمت بسته به بافت جمله، کلماتی نظیر Trouble، Effort یا Inconvenience هستند.
جمعبندی و توضیح کامل زحمت
واژه «زحمت» ریشه در زبان عربی دارد و با گذر زمان در زبان فارسی معنایی عمیقتر از فشار فیزیکی پیدا کرده است. امروزه این واژه در دو مفهوم متفاوت به کار میرود: نخست در معنای مثبت، به معنای تلاش و سختکوشی برای رسیدن به اهداف، و دوم در معنای اجتماعی، به معنای ایجاد دردسر یا مزاحمت ناخواسته برای اطرافیان.
این کلمه در فرهنگ فارسی جایگاه پررنگی دارد و بهویژه در عبارات تعارفی و قدردانی از تلاشهای دیگران بسیار پرکاربرد است. با وجود استفاده گسترده، این واژه در متن قرآن کریم به کار نرفته و مفاهیم مشابه آن با واژگانی همچون «عُسر» یا «عَنَت» بیان شدهاند.