یعنی چه
این اصطلاح عامیانه و کنایی به معنی به سرانجام رساندن یک کار پردردسر، فیصله دادن به یک دعوا یا غائله، و یکسره کردن موضوعی است که باعث بلاتکلیفی یا فرسایش شده تا فرد از دست آن راحت شود.
تلفظ
تلفظ این عبارت در گفتار عامیانه به صورت «قالِ قضیه را کندن» است که در آن «قال» به معنای سخن، گفتگو و قیلوقال (سر و صدا) به کار میرود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول با مضمون ختم کردن غائله یا تمام کردن کار پردردسر، عبارت ۱۳ حرفی «قال قضیه را کندن» به عنوان یک پاسخ اصطلاحی و عامیانه کاملاً دقیق است.
به انگلیسی
اصطلاحات انگلیسی متعددی وجود دارند که معنای کنایی خاتمه دادن قاطعانه به یک کار یا موضوع بلاتکلیف را منتقل میکنند.
به فارسی
معادلهای فارسی، مترادفها و عبارات هممعنی این اصطلاح شامل واژگانی چون فیصله دادن، ختم کردن قضیه، جمع کردن بساط، غائله را خواباندن و کلکش را کندن است که همگی مفهوم پایان بخشیدن قطعی را دارند.
نماد چیست
این عبارت اصطلاحی نماد تصویری ثبتشدهای ندارد، اما در کنایه، نشاندهنده قطع ناگهانی، قاطعیت کلامی و ریشهکن کردن یک موضوع هرز یا فرسایشی برای رسیدن به آرامش و خلاص شدن است.
جمعبندی و توضیح کامل قال قضیه را کندن
اصطلاح عامیانه و کنایی «قال قضیه را کندن» یکی از ترکیبات پرکاربرد در گفتگوهای روزمره زبان فارسی، بهویژه در گویش تهرانی است. ریشه این کنایه به واژه «قال» برمیگردد که در لغتنامه دهخدا به معنی گفتار، سخن و قیل و قال (سر و صدا و مشاجره) آمده است؛ بنابراین ریشه کنایه از اینجا میآید که با ریشهکن کردن (کندن) سر و صدا و بگومگو، کل ماجرا را برای همیشه تمام میکنند.
این عبارت معمولاً زمانی به کار میرود که فرد از یک وضعیت بلاتکلیف، رابطهای فرسایشی یا پروژهای طولانی و خستهکننده به تنگ آمده و تصمیم میگیرد با یک اقدام قاطع و بیبازگشت، پرونده آن را برای همیشه ببندد. از نظر بار معنایی، این اصطلاح نشاندهنده نوعی قاطعیت کلامی در جهت دستیابی به فراغت بال و رهایی از دردسر است.