یعنی چه
این عبارت کنایه از برانگیختن جمعی از صداهای درهم، آشوب صوتی یا داد و فریاد فراگیر در یک محیط است. در ادبیات به معنای به شور و هیجان آوردن یک جمع یا ایجاد ولوله نیز به کار میرود.
تلفظ
واژهٔ غلغل با ضمه روی حروف غین (غُغلُغ) تلفظ میشود و یک اسم صوت یا نامآوا در زبان فارسی است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول خود عبارت «غلغل درافکندن» با ۱۲ حرف است. از دیگر جایگزینهای متداول میتوان به غوغا کردن یا ولوله انداختن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از اصطلاحاتی مانند hubbub، clamor، din یا commotion نیز برای رساندن مفهوم این همهمه و شلوغی استفاده میشود.
به عربی
در متون کهن عربی گاه از خود واژهٔ «غلغلة» نیز در معنای جنجال و صدای درهمپیچیده استفاده شده است.
به فارسی
عبارتهای جایگزین و هممعنی فارسی شامل قشقرق به پا کردن، جار و جنجال راه انداختن، همهمه ایجاد کردن و رستخیز درافکندن هستند که همگی بار معنایی شلوغی و شور ناگهانی را دارند.
نماد چیست
در ادبیات سنتی و عرفانی فارسی، این عبارت نماد تجلی ناگهانی یک حقیقت شورانگیز (مانند بانگ جرس کاروان یا هیاهوی مستان در میخانه)، جوشش شدید احساسات جمعی (خشم، شادی یا ترس) و یا آشوب و دگرگونی اجتماعی است.
جمعبندی و توضیح کامل غلغل درافکندن
عبارت «غلغل درافکندن» یک مصدر مرکب اصیل و کهن در زبان فارسی است. واژهٔ «غلغل» در ریشهشناسی یک اسم صوت (نامآوا یا onomatopoeic) محسوب میشود که در اصل از صدای جوشیدن مایعات یا خروج آب از گلوگاه کوزه الگوبرداری شده و به مرور زمان در معنای مجازیِ داد و فریاد، همهمه و هیاهوی جمعیت به کار رفته است. ترکیب آن با فعل پیشوندی «درافکندن» معنای ایجاد کردن و برپا ساختن این آشوب صوتی را تکمیل میکند.
این اصطلاح در ادبیات کلاسیک و عرفانی ایران کاربرد فراوانی دارد و بازتابدهندهٔ شور، هیجان مفرط و از بین رفتن سکون و نظم ظاهری است. اگرچه این ترکیب عینا در قرآن کریم نیامده است، اما از نظر تصویرسازی صوتی و معنایی با مفاهیمی همچون اضطراب جمعیِ روز رستاخیز یا بانگهای سهمناک قرابت دارد.