معنی
واژه ذکر در اصل از زبان عربی وارد فارسی شده است. این کلمه در لغت به معنی به زبان آوردن، حفظ کردن چیزی در ذهن و یادآوری است و در اصطلاح دینی به تسبیح، دعا و هرگونه عبادت زبانی که برای تقرب به خداوند انجام میشود، اشاره دارد.
یعنی چه
وقتی صحبت از ذکر میشود، منظور غفلتزدایی از دل و زنده نگه داشتن یاد یک مفهوم یا ذات باریتعالی است؛ به طوری که انسان با زبان یا قلب خود، دائم به یاد آن حقیقت باشد.
مترادف
این کلمات در سیاقهای مختلف ادبی، عرفانی و روزمره میتوانند به جای واژه ذکر استفاده شوند.
متضاد
کلماتی که مفهوم از یاد بردن، بی خبری و عدم توجه را میرسانند، به عنوان متضاد این واژه شناخته میشوند.
هم خانواده
تمامی این واژگان از ریشه ثلاثی مجرد (ذ-ک-ر) مشتق شدهاند و رابطهای معنایی با مفهوم یادآوری یا بیان دارند.
ریشه
این کلمه از ریشه عربی «ذَکَرَ» به معنی یاد کرد و به خاطر آورد گرفته شده و به مرور زمان با همان ساختار و با ابعاد معنایی گستردهتر وارد زبان فارسی شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه ذکر با توجه به تعداد حروف خواسته شده معمولاً به عنوان پاسخ کلماتی نظیر یاد، ورد یا ستایش به کار میرود.
به انگلیسی
با توجه به لحن و متن نوشته، میتوان از کلمه mention برای اشاره عمومی و از کلماتی مثل remembrance و invocation برای مفاهیم مذهبی و دلی استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل ذکر
واژه «ذکر» یکی از کلیدیترین مفاهیم در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی است که فراتر از یک لغت ساده، به عنوان یک ابزار سلوک و پیوند میان مخلوق و خالق شناخته میشود. این کلمه در قرآن کریم بیش از ۲۵۰ بار تکرار شده و کاربردهای گوناگونی دارد؛ گاه به خودِ قرآن به عنوان وسیله هدایت و تذکر اشاره دارد و گاه به عبادتها و نمازهایی که انسان را از خواب غفلت بیدار میسازد.
در حوزه فرهنگ عمومی و مادی نیز «تسبیح» نماد عینی ذکر گفتن به شمار میآید که برای شمارش اذکار زبانی به کار میرود. در ادبیات عرفانی، ذکر مرتبهای است که در آن سالک با عبور از غفلت و نسیان، به حضور قلب دائمی دست مییابد و آرامش روحی عمیقی را تجربه میکند که در آیه معروف «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» به زیبایی به تصویر کشیده شده است.