معنی
شتاب در زبان فارسی به مفهوم سرعت گرفتن، تندی و تعجیل در انجام یک امر یا حرکت است. در اصطلاح علمی و دانش فیزیک نیز به میزان تغییرات سرعت یک جسم در واحد زمان اطلاق میشود.
یعنی چه
عبارت شتاب در زبان عامیانه یعنی حرکت کردن یا انجام دادن کاری با عجله و بدون درنگ، و در حوزه مکانیک یعنی شتاب گرفتن و افزایش یافتن تندی حرکت یک وسیله یا جسم.
مترادف
واژههای فوق در متون ادبی و کاربردهای روزمره میتوانند به جای شتاب استفاده شوند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده آرامش در حرکت یا کند بودن روند انجام یک کار هستند که دقیقاً نقطه مقابل شتاب قرار دارند.
هم خانواده
مشتقات و واژگان همریشه با شتاب که در زبان فارسی کاربرد فراوانی دارند.
ریشه
شتاب واژهای اصیل و باستانی با ریشه ایرانی است. این کلمه از مصدر «شتافتن» (در زبان پهلوی به صورت štāftan یا šatāftan) به معنای سریع رفتن، دویدن یا عجله کردن گرفته شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به پرسشهایی نظیر «تندی و سرعت» یا «عجله در کار»، کلمه ۴ حرفی «شتاب» یک جواب دقیق و استاندارد است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد کلمه، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد؛ در متون علمی از واژه تخصصی Acceleration استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شتاب
واژه «شتاب» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در دوران فارسی میانه دارد و از گذشته تا کنون مفهوم تندی، سرعت و دستپاچگی در کارها را با خود به همراه داشته است. این واژه در ادبیات فارسی نمادی از حرکت رو به جلو، انرژی و پویایی است، اما در عین حال گاهی به عنوان هشداری برای پرهیز از بیدقتی و عجلهزدگی در تصمیمگیریها به کار میرود.
در عصر معاصر و با ورود مفاهیم علمی مدرن، شتاب جایگاه ویژهای در علم فیزیک و مکانیک پیدا کرده و به عنوان معادل دقیق Acceleration (نرخ تغییر سرعت در واحد زمان) پذیرفته شده است. این اصطلاح امروزه کاربردهای استعاری فراوانی نیز دارد؛ به طوری که در اقتصاد و جامعهشناسی، عباراتی مانند «شتاب توسعه» یا «شتاب گرفتن رشد علمی» نشاندهنده افزایش نرخ پیشرفت و حرکت سریع به سمت اهداف است.