معنی
لهجه به معنی گونهای از یک زبان است که در تلفظ، آهنگ گفتار یا واژگان با گونههای دیگر همان زبان تفاوت دارد و معمولاً به یک منطقه جغرافیایی یا گروه اجتماعی خاص وابسته است.
یعنی چه
در اصطلاح، لهجه به ویژگیهای تلفظی و آهنگ کلام گویشوران یک منطقه یا گروه اشاره دارد؛ به طوری که ساختار اصلی زبان حفظ میشود اما شیوه ادای کلمات متفاوت است.
مترادف
این واژهها در کاربردهای عمومی و قدیمی به عنوان هممعنی لهجه استفاده میشوند، هرچند در زبانشناسی دقیق، گویش و لهجه تفاوتهای ساختاری دارند.
متضاد
برای واژه لهجه متضاد دقیق و رسمی در منابع وجود ندارد، اما در کاربرد مفهومی و تقریب معنایی، زبان معیار یا استاندارد در برابر لهجههای محلی قرار میگیرد.
هم خانواده
این واژهها از ریشه لغوی مشترک عربی مشتق شدهاند یا در متون کهن فارسی به عنوان صورتهای دیگر این واژه به کار رفتهاند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «لَهْجَة» گرفته شده است که در اصل به معنای نوک زبان، گوشت زیر زبان یا آهنگ و ابزار سخن گفتن و شیوه گفتار است.
جمله سازی
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ واژه لهجه بر اساس تعداد حروف ۴ حرف است. همچنین ممکن است واژههای گویش یا لسان نیز به عنوان پاسخ مد نظر باشند.
به انگلیسی
واژه Accent دقیقاً به شیوه تلفظ و آهنگ کلام اشاره دارد، در حالی که Dialect تفاوتهای واژگانی و دستوری وسیعتری را شامل میشود.
جمعبندی و توضیح کامل لهجه
واژه لهجه نمادی از تنوع زبانی، هویت محلی و غنای فرهنگی هر جامعه است. این کلمه که ریشه در زبان عربی دارد، در اصطلاح زبانشناسی به ویژگیهای تلفظی، طنین صدا و آهنگ کلامی اشاره دارد که گروهی از مردم یک منطقه جغرافیایی یا طبقه اجتماعی را از دیگر سخنگویان همان زبان متمایز میکند.
اگرچه در گفتوگوهای روزمره واژههایی مانند گویش و لهجه به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما لهجه صرفاً به تفاوت در نحوه ادای کلمات مربوط میشود، در حالی که ساختار گرامری و ریشه واژگان ثابت میماند. این واژه در متون کهن به معنای خودِ زبان و روانی سخن نیز به کار رفته است.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، اگرچه خود کلمه به طور مستقیم نیامده، اما مفهوم آن تحت عنوان «اختلاف زبانها» (اختلاف السنتکم) در سوره روم به عنوان یکی از نشانههای الهی و زیباییهای آفرینش یاد شده است که نشاندهنده اصالت و اهمیت تنوع بیان در میان انسانهاست.