معنی
واژه اتفاق در زبان فارسی در دو حوزه معنایی عمده کاربرد دارد؛ نخست به هر نوع پیشامد، رخداد و حادثهای که به صورت ناگهانی یا منتظره رخ میدهد اشاره دارد، و دوم به معنای همراستایی، همدلی، اتحاد و توافق نظر میان دو یا چند نفر است.
یعنی چه
عبارت اتفاق در زبان عامیانه و ادبی یعنی به وجود آمدن یک واقعه (مثلاً: یک اتفاق عجیب افتاد) یا همداستان شدن و به تفاهم رسیدن در یک کار (مثلاً: اتفاق نظر دارند).
مترادف
با توجه به زمینه متن، این واژه میتواند با کلمات مربوط به حوادث یا کلمات مربوط به همبستگی مترادف باشد.
متضاد
این کلمات در تضاد با معنایِ همفکری، اتحاد و سازگاریِ واژه اتفاق قرار دارند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه عربی (و-ف-ق) مشتق شدهاند و با مفهوم سازگاری و هماهنگی مرتبط هستند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. اصل آن از ریشه «وفق» به معنی موافق بودن و سازگار شدن است که در باب افتعال به «اتِّفاق» تبدیل شده و در فارسی علاوه بر معنای اصلی، معنای حادثه و رخداد را نیز به خود گرفته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه «اتفاق» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «حادثه»، «پیشامد» یا «همدلی و اتحاد» به کار میرود و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به اینکه اتفاق در جمله چه معنایی بدهد، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل اتفاق
واژه «اتفاق» یکی از کلمات پرکاربرد و کلیدی در زبان فارسی است که دو رویه معنایی کاملاً متمایز اما ظریف را به نمایش میگذارد. از یک سو، این واژه در زندگی روزمره به معنای هرگونه رخداد، پیشامد، واقعه یا حادثه ناگهانی به کار میرود که جنبهای از شانس، بخت و تقدیر را با خود به همراه دارد. در این کاربرد، تجلیبخش رویدادهایی است که گویی بدون برنامهریزی قبلی در مسیر انسان قرار میگیرند.
از سوی دیگر، با نگاهی به ریشه اصلی این واژه که از «وفق» میآید، مفهوم عمیق همدلی، اتحاد، همسویی و اجماع برداشت میشود. وقتی افراد بر سر موضوعی «اتفاق نظر» دارند، در واقع به یک هماهنگی و سازگاری درونی دست یافتهاند. در فرهنگ عمومی و نگاه فلسفی، این دو معنا به هم گره میخورند؛ چرا که بسیاری از پیشامدهای تصادفی جهان نیز در بستر یک نظم و هماهنگی پنهان و بزرگتر رخ میدهند.