یعنی چه
در لغت به معنای مهرههای ذکر (تسبیح) و کمربند مخصوص مسیحیان و اهل ذمه (زنار) است. در اصطلاح ادبی و عرفانی، این ترکیب کنایه از رها کردن زهد صوری، طاعت ظاهری و دینداری ریایی برای رسیدن به عشق صادقانه، جانفشانی در راه معشوق و توحید باطنی است.
تلفظ
این ترکیب به صورت «تَسْبیح (tasbih) و (va) زُنّار (zunnār)» تلفظ میشود. واژه زنار دارای تشدید بر روی حرف نون است.
در جدول
در مسابقات و جداول کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً «تسبیح و زنار» است که از ۱۰ حرف تشکیل میشود.
به انگلیسی
برای ترجمه این مفهوم ترکیبی، واژه تسبیح به Prayer beads یا Rosary و واژه زنار به Girdle یا Cincture / Zonar ترجمه میشود.
به عربی
در زبان عربی از معادلهای السُّبْحَة یا المِسْبَحَة برای تسبیح و الزُّنَّار برای زنار استفاده میشود.
در قرآن
خود ترکیب «تسبیح و زنار» در قرآن وجود ندارد. ریشه واژه تسبیح (س-ب-ح) به صورت افعال متعددی مانند «یُسَبِّحُ» و «سَبَّحَ» به وفور برای پاک دانستن خداوند آمده، اما ابزار مادی آن (مهرهها) و همچنین واژه «زنار» در قرآن ذکر نشدهاند.
نماد چیست
این ترکیب نماد پارادوکس و متناقضنمای سلوک عرفانی است. تسبیح نماد عبادتهای ظاهری، عافیتطلبی و مقام اجتماعی زاهد است؛ در حالی که زنار نماد کفر ظاهری، پاکباختگی، و فروتنی عاشق در برابر معشوق است که نمونه بارز آن در داستان شیخ صنعان عطار تجلی یافته است.
جمعبندی و توضیح کامل تسبیح و زنار
عبارت «تسبیح و زنار» یکی از کلیدیترین و زیباترین آرایههای تقابل و پارادوکس در ادبیات کلاسیک و عرفانی فارسی است. شاعران بزرگی همچون عطار نیشابوری، حافظ و سنایی از این ترکیب برای نشان دادن مرز میان دینداری پوسته-محور و حقیقتِ جانسوز عشق استفاده کردهاند. در این دیدگاه، تسبیح ابزار زاهدان ظاهرپرست است که گاه خود به حجابی برای دوری از خدا تبدیل میشود.
در نقطه مقابل، زنار که در تاریخ بند و کمربند مسیحیان و اقلیتهای دینی بود، در شعر عرفانی تغییر ماهیت داده و به نمادِ گسستن از نام و ننگ دنیوی، رسوایی در راه عشق و رسیدن به توحید ناب و بیریا بدل میگردد. پارگی تسبیح و بستن زنار، اوج ایثار عارف را نشان میدهد که برای صید حقیقت، از آبروی مذهبی خود میگذرد.