یعنی چه
این اصطلاح تاریخی به طور خاص به خانقاهها و مراکز تجمع صوفیان فرقه قلندریه (مانند نمونههای مشهور آن در قاهره، دمشق و قدس) اشاره دارد. این مکانها محل اقامت، خلوت، و عبادات درویشان مهاجر (بهویژه صوفیان ایرانی) بود که توسط مشایخی مانند شیخ حسن جوالقی قلندری اداره میشدند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [zāviye-ye qalandariye] است که از دو واژهٔ عربی «زاویه» (به معنای گوشه و خانقاه) و «قلندریه» (طریقت صوفیانه) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مدخل در جدولهای کلمات متقاطع «زاویه ٔ قلندریه» است که دقیقاً ۱۳ حرف دارد.
به انگلیسی
در منابع انگلیسی و پژوهشهای اسلامشناسی، برای اشاره به این مکان از این عبارات استفاده میشود.
به فارسی
معادل صریح و روان فارسی آن «خانقاه قلندران»، «لنگر قلندریه» یا «رباط قلندران» است که به مکان استقرار این گروه از صوفیان سیار اشاره دارد.
در قرآن
ترکیب «زاویهٔ قلندریه» یک اصطلاح کاملاً تاریخی و عرفانی است که قرنها پس از نزول قرآن و با شکلگیری فرقههای تصوف در جهان اسلام پدید آمده است؛ بنابراین هیچ کاربرد مستقیم یا غیرمستقیمی در قرآن ندارد.
نماد چیست
این مکان در جغرافیا و تاریخ اسلام (مانند مصر و شام) نمادی از انزوا و غربت درویشان خراسانی و ایرانی بود. از سویی دیگر، خود فرقهٔ قلندریه با ویژگیهایی چون «تراشیدن چهارضرب» (سر، ابرو، ریش و سبیل)، حمل کشکول و تبرزین، نماد ملامتیگری، هنجارشکنی عرفانی و بیاعتنایی به جاه و مقام دنیوی شناخته میشدند.
جمعبندی و توضیح کامل زاویه ٔ قلندریه
«زاویهٔ قلندریه» یک اسم خاص جغرافیایی و اصطلاح تاریخی در سنت تصوف است که به خانقاهها، لنگرها و محلهای تجمع درویشان طریقت قلندریه اشاره دارد. یکی از معروفترین این مکانها در خارج از شهر قاهره توسط شیخ حسن جوالقی قلندری برای سکونت صوفیان و درویشان مهاجر (بهویژه ایرانیان) بنا شده بود. این اماکن در سراسر قلمرو اسلامی از جمله شام، قدس و آناتولی نیز وجود داشتند که در دولت عثمانی غالباً با نام «قلندرخانه» شناخته میشدند.
طریقت قلندریه جریانی صوفیانه و شریعتگریز (آنتینومین) بود که ریشه در ملامتیان خراسان بزرگ داشت. صوفیان این فرقه به زهد افراطی، فقر اختیاری و بیاعتنایی به رسوم و عادات ظاهری جامعه شهره بودند؛ رفتارهایی چون تراشیدن موی سر و صورت (چهارضرب) و حمل کشکول و تبرزین از نمادهای بارز آنها بود. بنابراین، زاویهٔ قلندریه فراتر از یک مکان فیزیکی، به عنوان پناهگاهی برای این عارفان بیپروا و رند در تاریخ عرفان اسلامی ثبت شده است.