معنی
واژه سپهر در وهله اول به معنای آسمان، گنبد کیهانی و فلک است. در کاربردهای ثانویه و ادبی، این کلمه به معنای روزگار، زمانه، بخت و طالع نیز به کار میرود. همچنین در موسیقی سنتی ایرانی، سپهر نام گوشهای در دستگاه راستپنجگاه است.
یعنی چه
عبارت سپهر یعنی فضای بیکران بالای سر ما که ستارگان در آن قرار دارند. در ادبیات کلاسیک، اشاره به چرخ فلک دارد که امور جهان را میگرداند و بر سرنوشت انسانها تأثیرگذار تلقی میشده است.
مترادف
واژههای متعددی در زبان فارسی وجود دارند که هممعنی سپهر هستند و بیشتر در شعر و متون کهن به جای یکدیگر استفاده میشوند.
ریشه
این واژه کاملاً ایرانی است. در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت spihr، در اوستایی sperezi و در پارسی باستان از ریشه spişra آمده است. این کلمه با واژه Sphere در زبانهای هندواروپایی همریشه است.
تلفظ
واژه سپهر به صورت سِپِهْر (s-p-e-h-r) تلفظ میشود؛ حرف سین دارای کسره، حرف پ دارای فتحه و حرف ه ساکن است.
در جدول
در جداول کلمات متقاطع، واژه سپهر به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون آسمان یا فلک استفاده میشود و یک کلمه چهار حرفی است.
به انگلیسی
برای ترجمه سپهر به انگلیسی بسته به متن میتوان از کلماتی که به آسمان یا کره سماوی اشاره دارند استفاده کرد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، سپهر نماد بلندمرتبگی، عظمت و بیکرانی است. همچنین به دلیل گردش مداوم، نمادی از تقدیر، سرنوشت، چرخ فلک و نظم کیهانی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سپهر
واژه «سپهر» یکی از زیباترین و اصیلترین واژههای زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان و زبانهای پهلوی و اوستایی دارد. این واژه در درجه اول معنای مادی و فیزیکی آسمان و فضای کیهانی را بازگو میکند، اما در ادبیات منظوم و منثور فارسی، هویتی فراتر یافته و استعارهای برای گردش روزگار، طالع، بخت و تقدیر انسانها شده است.
علاوه بر این کاربردهای ادبی، سپهر جایگاه خود را در هنر ایرانی نیز حفظ کرده و نام گوشهای در دستگاه راستپنجگاه موسیقی سنتی است. در دنیای امروز نیز به عنوان نامی محبوب و اصیل برای افراد استفاده میشود که حس شکوه و بلندپروازی را تداعی میکند.