معنی
دباغ به کسی گفته میشود که شغل او پیرایش و آمادهسازی پوست حیوانات است. این شخص با استفاده از مواد گیاهی یا شیمیایی، پوست خام را پردازش میکند تا به چرم انعطافپذیر و بادوام تبدیل شود.
یعنی چه
این واژه اشاره به متخصصی دارد که در کارگاههای چرمسازی (دباغخانه) کار میکند و با زدودن مو و چربی از پوست حیوانات، آن را برای مصارف مختلف صنعتی و پوشاک آماده میسازد.
مترادف
در زبان فارسی برای این حرفه واژگان کهن دیگری مانند چرمگر و پوستپیرا نیز به کار رفته است.
ریشه
این کلمه یک اسم مبالغه یا صفت شغلی عربی است که وارد زبان فارسی شده و از ریشه (د ب غ) به معنای نرم کردن و عملآوردن پوست برای ساخت چرم مشتق شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «پوستپیرا» یا «چرمساز»، واژهٔ ۴ حرفی «دباغ» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژهٔ Tanner رایجترین معادل برای این تخصص و حرفه سنتی است.
به فارسی
اگر بخواهیم از واژگان اصیل و سره فارسی استفاده کنیم، کلماتی مانند پوستپیرا و چرمگر دقیقاً همان مفهوم دباغ را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل دباغ
واژهٔ «دباغ» ریشهای عربی دارد و به معنای فردی است که پوست خام حیوانات را پردازش و پیرایش میکند تا به چرم قابل استفاده تبدیل شود. این شغل که از صنایع بسیار کهن بشر به شمار میرود، نیازمند مهارت بالا در استفاده از مواد طبیعی و شیمیایی برای زدودن ناخالصیها و بخشیدن دوام به پوست است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، دباغ و کارگاه او یعنی دباغخانه، جایگاه ویژهای در مَثَلها دارند. معروفترین آنها ضربالمثل «گذر پوست به دباغخانه میافتد» است که به ناگزیری از حسابرسی، روبرو شدن با حقیقت و بازگشت به اصل خویش اشاره دارد و سختی و بوی تند این حرفه نیز در ادبیات به عنوان نمادی از کارهای دشوار یاد شده است.