یعنی چه
دمیاطی صفت نسبی است که به هر فرد، کالا یا موضوعی که خاستگاه آن شهر بندری و تاریخی دمیاط در شمال مصر باشد، اطلاق میشود. همچنین در متون کهن ادبی، این واژه به عنوان اسم برای نوعی جامه یا پارچه بسیار ظریف، کتان یا ابریشمی وارداتی از این شهر به کار میرفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسره دال و سکون میم به صورت [دِمْیاطی] است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «منسوب به شهری در مصر» یا «نوعی پارچه گرانبهای قدیمی»، کلمه شش حرفی «دمیاطی» است.
به انگلیسی
برای اشاره به این مفهوم در انگلیسی از واژه Damiettan یا عبارت Damietta cloth استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی نیز این صفت با ساختار مشابه و به صورت دِمیاطیّ (منسوب به شهر دمیاط) به کار میرود.
به فارسی
معادلهای مستقیم فارسی آن شامل ترکیبهای توصیفی مانند «اهل دمیاط»، «ساخت دمیاط» و در حوزه پوشاک قدیمی «جامه کتانی مصری» یا «پارچه نفیس مصری» است.
در قرآن
واژه دمیاطی یا نام شهر دمیاط در متن قرآن مجید به کار نرفته است و ریشه یا کاربرد مستقیماً قرآنی ندارد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در آثار سعدی، پارچه دمیاطی نماد اشرافیت، ثروت و جامههای تجملی است که معمولاً در تقابل با جامههای کهنه و درویشی قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل دمیاطی
واژه «دمیاطی» یک صفت جغرافیایی و تاریخی است که ریشه در نام بندر قدیمی «دمیاط» در شمال مصر دارد. این کلمه از طریق مبادلات تجاری و فرهنگی جهان اسلام وارد زبان و ادبیات فارسی شده و به دلیل کیفیت بالای منسوجات صادراتی این شهر، تغییر کاربرد داده است.
در قلمرو فرهنگ و ادبیات فارسی، دمیاطی فراتر از یک نام جغرافیایی، به نمادی از جامههای فاخر، لوکس و ابریشمی تبدیل شد. شاهد معروف آن در گلستان سعدی است که این پارچه را در کنار خز، به عنوان مظهر مالاندوزی و ثروت میراثگذاران ذکر میکند.
امروزه این کلمه بیشتر کاربردی تاریخی و واژهنامهای دارد و در بازیهای فکری و جدول کلمات متقاطع به عنوان یک اصطلاح کهن برای منسوجات نفیس یا انتساب به شهر مصری مورد توجه قرار میگیرد.