یعنی چه
این واژه فعل مضارع اخباری (سوم شخص مفرد) از مصدر «گذاشتن» است. در زبان فارسی در سه مفهوم عمده به کار میرود: اول به معنی قرار دادن و نهادن فیزیکی چیزی در یک مکان؛ دوم به معنی وضع کردن، تعیین کردن یا بنیانگذاری (مثل قانونگذاری)؛ و سوم به معنی اجازه دادن، رها کردن و واگذار نمودن.
تلفظ
تلفظ صحیح این فعل به صورت [mi-go-zā-rad] است. نکته املایی و نگارشی بسیار مهم این است که این فعل حتماً باید با حرف «ذ» نوشته شود و نباید آن را با فعل «میگذراند» (از ریشه گذراندن و سپری کردن زمان با حرف ز) اشتباه گرفت.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، این واژه دقیقاً ۷ حرف دارد و به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «قرار میدهد»، «اجازه میدهد»، «جا میگذارد» یا «بنیان مینهد» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و معنای جمله، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد؛ برای جایگذاری از puts و places، برای اجازه دادن از allows و lets، و برای رها کردن یا باقی گذاشتن از leaves استفاده میشود.
به عربی
در ترجمه به زبان عربی، اگر منظور نهادن و وضع کردن باشد از فعل «یضع» (مانند کاربرد آن در آیه ۱۵۷ سوره اعراف)، اگر منظور اجازه دادن باشد از «یسمح» و اگر به معنی رها کردن باشد از «یترک» استفاده میگردد.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای مفهوم فیزیکی قرار دادن فعل Koyuyor (مصدر Koymak) و برای مفاهیمی مثل رها کردن یا باقی گذاشتن اثر، فعل Bırakıyor (مصدر Bırakmak) به کار میرود.
نماد چیست
این واژه به عنوان یک فعل ابزاری و دستوری، نماد اسطورهای خاصی در ادبیات ندارد؛ اما از نظر معنایی و کاربردی معمولاً نمادی از قدرت واگذاری، کنترل (اجازه دادن و ممانعت کردن)، یا پایداری و باقی گذاشتن یک اثر و ردپا در طول زمان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل می گذارد
فعل «میگذارد» یکی از واژگان کلیدی، پرکاربرد و اصیل زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه (پهلوی) و واژه Wigārdan دارد. این فعل در ساختار دستوری امروز، صورت مضارع اخباری سوم شخص مفرد از مصدر «گذاشتن» است و نباید به هیچ وجه از نظر املایی با افعالی مثل «میگذراند» که از ریشه عبور و سپری کردن زمان است اشتباه گرفته شود. تمام همخانوادههای این واژه نظیر واگذار، قانونگذار و پایهگذار با حرف «ذ» نوشته میشوند.
طیف معنایی گسترده این فعل، آن را به ابزاری منعطف در زبان تبدیل کرده است؛ چرا که همزمان میتواند به معنای قرار دادن فیزیکی اشیاء، وضع قوانین و مقررات، و یا اعطای اجازه و رخصت باشد. در ترجمههای قرآنی و متون کهن نیز مفاهیمی همچون «وضع نمودن» یا بر زمین نهادن بارهای سنگین به کمک این فعل ترجمه و تبیین شدهاند.