یعنی چه
واژه اطرش به معنای کسی است که آلت شنوایی او از کار افتاده باشد یا به طور مادرزاد یا عارضی دچار سنگینی شدید گوش و ناشنوایی شده باشد.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی به صورت اَطْرَش (با فتحه روی الف و سکون روی ط و ر) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، به عنوان پاسخ برای راهنمای «کر یا ناشنوا»، واژه ۴ حرفی «اطرش» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای معادلسازی این کلمه در زبان انگلیسی از واژه Deaf به معنای ناشنوا و یا اصطلاح Hard of hearing برای کمشنوا و گرانگوش استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد. در زبان عربی فصیح و لهجههای عامیانه از «الأطرش» (مذکر) و «الطرشاء» (مونث) برای اشاره به فرد ناشنوا استفاده میشود. همچنین واژه اصم نیز معادل رسمی آن است.
به فارسی
برگردانها و واژگان هممعنی این کلمه در فارسی شامل کر، ناشنوا، گرانگوش و بیشنوا هستند که در متون کهن و معاصر به کار رفتهاند.
نماد چیست
در ادبیات، تمثیلها و فرهنگ عامه، اطرش یا انسان کر نمادی است برای بیخبری از پیرامون، غفلت، عدم درک سخن حق و یا عجز و ناتوانی در ایجاد ارتباط متقابل؛ مانند ضربالمثل معروف «حکایت فرستادن اطرش به کار اطرش دیگر».
جمعبندی و توضیح کامل اطرش
واژه «اطرش» یک وامواژه عربی در زبان فارسی است که از ریشه ثلاثی مجرد «ط ر ش» به معنی کر شدن یا سنگینی گوش گرفته شده است. این کلمه صفت مشبهه برای فرد مذکر ناشنوا است و معادل مؤنث آن «طرشاء» و جمع آن «طُرش» است. در لغتنامههای معتبر فارسی مانند دهخدا و معین، این واژه به طور دقیق به معنی کر، اصم و گرانگوش تعریف شده است.
در متون قرآنی صریحاً از خود واژه «اطرش» استفاده نشده و به جای آن واژه «صُمّ» (جمع اصم) به کار رفته است. با این حال، در ادبیات کلاسیک فارسی و امثال و حکم، این کلمه در قالب داستانها و ضربالمثلها (مانند گفتگوی کرها) برای نشان دادن عدم تفاهم و بیخبری انسانها از احوال یکدیگر استفاده شده است.
همچنین از نظر تاریخی و معاصر، این کلمه به عنوان نام خانوادگی نیز شهرت دارد؛ از جمله خاندان معروف و مبارز «الأطرش» در جبلالدروز سوریه و فرید الاطرش، خواننده و موسیقیدان برجسته جهان عرب که از همین خاندان منشعب شده است.