یعنی چه
این واژه بر اساس نوع تلفظ دو معنای عمده دارد: در حالت اسم مفعولی (مُسْتَنْقَص) به معنای کسی یا چیزی است که کوچک شمرده شده، تحقیر شده یا ارزش آن پایین آورده شده است. در حالت اسم فاعلی (مُسْتَنْقِص) به معنای چانهزن، عیبجو یا خریداری است که تلاش میکند بهای کالا را کاهش داده و تخفیف بگیرد.
تلفظ
این کلمه بسته به کاربرد به دو صورت تلفظ میشود: مُسْتَنْقَص (Mustanqas) در نقش اسم مفعول و مُسْتَنْقِص (Mustanqis) در نقش اسم فاعل.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «تحقیرشده»، «کمارزششده»، «تخفیفخواه» یا «چانهزن» کاربرد دارد و کلمهای ۶ حرفی است.
به انگلیسی
با توجه به دو وجه معنایی واژه، در حالت مفعولی از معادلهایی چون belittled یا undervalued و در حالت فاعلی از عباراتی مانند demander of a discount استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی که ریشه اصلی این واژه است، برای اصطلاح مفعولی از واژگانی مثل مستخف به و برای اصطلاح فاعلی از تعابیر مربوط به کاهش قیمت استفاده میکنند.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل تحقیرشده، خوارشده، بیاعتبارشده و کوچکشمرده (در وجه مفعولی) و تخفیفخواه، چانهزن و عیبجو (در وجه فاعلی) است.
در قرآن
عین واژهٔ «مستنقص» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، مشتقات دیگر ریشهٔ سه حرفی آن (ن ق ص) مانند «تنقص»، «نقص» و «منقوص» در آیات مختلف به مفاهیمی چون کاهش پدیدهها، کمبودها یا وفای به پیمانها اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل مستنقص
واژه «مستنقص» یک صفت مشتق از ریشه عربی «ن ق ص» (کاستی و کاهش) و از باب استنقاص است. این واژه در ادبیات لغوی و دانشنامهای وجههای دوگانه دارد؛ اگر به صورت اسم مفعول (مُسْتَنْقَص) خوانده شود، به معنای انسان یا چیزی است که مورد تحقیر قرار گرفته، ارزشش پایین آورده شده و کوچک شمرده شده است که در متون اخلاقی نمادی از سقوط منزلت اجتماعی یا معنوی است.
از سوی دیگر، در لغتنامههای مرجعی مانند دهخدا و منابع اقربالموارد، این واژه در وجه اسم فاعل (مُسْتَنْقِص) نیز معنا شده است. در این حالت، به خریداری اشاره دارد که اصرار بر کم کردن بهای کالا و گرفتن تخفیف دارد (چانهزن) یا کسی که عیبجویی کرده و چیزی را به نقصان نسبت میدهد. تضاد این واژه در حالت فاعلی کلمه «مستزید» به معنای افزونخواه است.