یعنی چه
این واژه دارای دو کاربرد اصلی است؛ در معنای لغوی به کیفیت یا حالت بکر، اولیه و دستنخورده بودن یک چیز اشاره دارد. در بافت تاریخی و ملل و نحل، بکریه نام جریانی فکری و کلامی در سدههای نخستین اسلام است که به پیروان بکر بن اخت عبدالواحد یا معتقدان به نص صریح امامت ابوبکر اطلاق میشد.
تلفظ
این کلمه بسته به کاربرد لغوی یا مذهبی با فتح باء (بَکْریّة) یا ضم باء (بُکْریّه) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی مربوط به فرقه مذهبی منسوب به بکر یا حالت نو بودن، کلمه ۵ حرفی «بکریه» است.
به انگلیسی
برای مفهوم فرقه کلامی از واژه Bakriyya و برای مفاهیم لغوی آن از واژگانی چون virgin state یا originality استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این واژه دقیقاً به صورت «بکریة» رسم میشود و ریشه در پدیدههای اولیه یا جریانهای کلامی دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی مستقیم این واژه شامل دستنخوردگی، تازگی، دوشیزگی، معصومیت و در متون تخصصی کلامی «فرقه بکریه» است.
در قرآن
خود واژه «بکریه» در قرآن مجید نیامده است. با این حال، ریشه ثلاثی آن (بکر) در قالب کلماتی مانند «بِکْر» (مادهگاو جوان در سوره بقره) و «بُکْرَة» (بامدادان در سوره مریم) چندین بار به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات استعاری و فرهنگی، این واژه نمادی از طبیعت دستنخورده، شروعی تازه، اصالت مطلق و تجربهای پاک و اولیه به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بکریه
واژه بکریه از منظر معنایی دو قلمرو کاملاً مجزا را در بر میگیرد. در قلمرو اول که رویکردی لغوی و ادبی دارد، این کلمه حاصل مصدر یا صفتی مؤنث از ریشه «ب-ک-ر» است که مفهوم دستنخوردگی، اصالت، نو بودن و حالت اولیه یک چیز را تداعی میکند. این معنا در ادبیات فارسی و عربی به عنوان استعارهای از خلوص و معصومیت به کار میرود.
در قلمرو دوم که رویکردی تاریخی و کلامی دارد، بکریه نام یکی از فرقههای مذهبی صدر اسلام در علم ملل و نحل است. این فرقه کلامی که عقاید خاصی درباره روح و گناهان داشتند، به شخصیتی به نام بکر بن اخت عبدالواحد منسوب بودند؛ همچنین این اصطلاح گاهی تاریخی برای اشاره به معتقدان به خلافت بلافصل ابوبکر نیز استعمال شده است.