معنی
واژه کلم دو معنای اصلی دارد؛ در کاربرد عمومی و روزمره، به نوعی سبزی خوراکی با برگهای پهن و متراکم (مانند کلم برگ، کلم پیچ و کلم قمری) اطلاق میشود. در متون کهن و ادبی، این واژه ریشه عربی داشته و به عنوان جمعِ «کلمه» به معنی سخنان، واژگان یا کلام به کار میرود.
یعنی چه
این واژه بسته به متن دستوری میتواند اشاره به یک گیاه صیفی لایه لایه و مغذی داشته باشد و یا در ادبیات و علوم قرآنی، به معنای گفتار و کلماتِ اثرگذار بر شنونده تعبیر شود.
مترادف
برای بخش گیاهی، واژههایی چون کلم پیچ و کرنب (در طب سنتی) و برای بخش لغوی، کلمات و گفتار مترادفهای اصلی هستند.
متضاد
برای نامهای ذات مانند گیاهان یا مفاهیم دستوری مثل واژه، متضاد لغوی دقیقی در زبان فارسی تعریف نمیشود.
هم خانواده
مشتقات گیاهی آن شامل انواع کلم صیفی است و واژههای اشتقاقیافته از ریشه عربی (ک-ل-م) به مفاهیم گفتگو و سخن اشاره دارند.
ریشه
نام گیاه کلم در فارسی میانه به صورت kalamb بوده که خود وامواژهای از واژه یونانی krámbē به معنی کلم است. وجه دوم کلم (سخنان) ریشه در زبان عربی دارد و به معنی اثر گذاشتن یا مجروح کردن است، چرا که کلام بر شنونده اثر میگذارد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این نشانه دقیقاً یک واژه ۳ حرفی یعنی «کلم» است. همچنین ممکن است از معادل قدیمی آن یعنی «کرنب» به عنوان جایگزین استفاده شود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به سبزی خوراکی از واژه Cabbage و برای اشاره به جمع کلمه از Words یا Speech استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی به این نوع سبزی كُرُنْب یا ملفوف میگویند. واژه كَلِم نیز به عنوان اسم جنس جمع برای کلمه در متنهای فصیح به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای گیاه کلم از واژه Lahana استفاده میشود، هرچند واژه Kelem نیز در برخی گویشها رایج است. برای معنای سخنان، واژه Kelimeler به کار میرود.
به فارسی
برگردان دقیق و سره این واژه در کاربرد روزمره همان کلم برگ است و در کاربرد ادبی و نوشتاری میتوان به جای کلم (به معنی کلام)، از واژگان، سخنان یا گفتار استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل کلم
واژه «کلم» در زبان و فرهنگ فارسی یک لفظ دووجهی با پیشینههای کاملاً متفاوت است. از یک سو، این واژه نمایانگر نوعی سبزی مغذی، لایه لایه و از خانواده چلیپاییان است که ریشه در واژگان یونانی کهن دارد و از طریق فارسی میانه به ما رسیده است. این صیفیجات در آشپزی اصیل ایرانی، به ویژه در غذاهای سنتی مانند کلمپلو شیرازی و انواع دلمهها، جایگاه ویژهای دارد و در فرهنگ عامه نمادی از سادگی و فروتنی به شمار میرود.
از سوی دیگر، این واژه در متون ادبی، دستوری و مذهبی به عنوان شکل جمع کلمه (ریشه عربی ک-ل-م) کاربرد دارد که به معنای سخنان، واژهها و کلام است. این وجه از کلمه چندین بار در قرآن کریم (مانند آیه ۴۶ سوره نساء) به مفهوم کلام و گفتار نازل شده و در دایره لغات ادبیات کلاسیک فارسی فرکانس بالایی دارد. بنابراین شناخت دقیق معنای آن مستلزم توجه به سیاق متن است.