معنی
مزاح در لغت به معنی با هم خوشطبعی کردن، ظرافت در گفتار، خوشمنشی و ایجاد سرور و شادمانی در دیگری بدون آسیب رساندن یا توهین به اوست.
یعنی چه
این واژه به هر نوع سخن یا رفتاری اشاره دارد که از روی جدیت نباشد و هدف از آن سبک کردن فضا، شاد کردن دل دیگران و زدودن اندوه از محیط باشد.
مترادف
واژههایی مانند مطایبه، طیبت و بذلهگویی نزدیکترین لغات به مزاح هستند؛ هزل نیز مترادف آن است اما گاهی بار منفی یا رکیک دارد.
متضاد
نقطه مقابل مزاح، جِدّ و جدی بودن است که بر اساس رفتار رسمی، سنگین و بدون شوخی استوار است.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی م-ز-ح اشتقاق یافتهاند. برای مثال مَزّاح به معنی بسیار شوخیکننده و ممازحه به معنی با یکدیگر شوخی کردن است.
ریشه
ریشه این کلمه عربی و از سه حرف اصلی (م ز ح) است که در زبان عربی به معنای شوخی کردن و از جدیت خارج کردن کلام میباشد. این واژه نباید با «مزاج» به معنی طبع و سرشت (از ریشه م ز ج) اشتباه شود.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه «مزاح» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «شوخی»، «بذلهگویی» یا «خوشطبعی» کاربرد دارد و کلمهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم مزاح در زبان انگلیسی با توجه به بافت کلام، میتوان از واژههای Joke برای شوخی، Humor برای حس طنزآمیز و Jesting برای حالت بذلهگویی استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل مزاح
واژه مَزاح یکی از مفاهیم پرکاربرد در فرهنگ، ادبیات و اخلاق است که مرز باریکی میان شادمانی ممدوح و بیهودگی مذموم دارد. در متون معتبر لغوی، مزاح به معنای خارج کردن کلام از حالت جدی برای نشاط بخشیدن به شنونده است، به شرط آنکه به توهین یا تمسخر آلوده نگردد. در ادبیات روایی و سنتی نیز بر شوخیهای سازنده که گرهگشای دلتنگیها باشد تاکید شده است.
این واژه اگرچه ریشهای عربی دارد، اما قرنهاست که وارد زبان فارسی شده و در نظم و نثر ادیبان بزرگ برای توصیف خوشطبعی و ظرافتهای رفتاری به کار میرود. شناخت تفاوت آن با واژههایی نظیر هزل و هجو (که معمولاً رکیک یا تند هستند) به درک بهتر جایگاه اخلاقی و اجتماعی مزاح کمک میکند.