معنی
کسی که خاطر، دل و روح او از رفتار یا سخن کسی آسیب دیده، آزرده، مکدر یا غمگین شده باشد.
یعنی چه
این واژه به حالت روحی فردی اشاره دارد که دچار ملال، دلخوری و غصه درونی شده است.
مترادف
واژههایی که مفهوم رنجش درونی و ناراحتی قلبی را میرسانند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده شادی، رضایت خاطر و آرامش روحی هستند.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب وصفی به صورت [āzorde-khāter] است.
در جدول
این کلمه دقیقاً از ۹ حرف (آ-ز-ر-د-ه-خ-ا-ط-ر) تشکیل شده است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی که حالت رنجش، ناراحتی روحی و دلخوری را بیان میکنند.
به عربی
کلمات عربی که برای رساندن مفهوم گرفتگی خاطر و اندوه درونی به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل آزرده خاطر
واژهٔ «آزردهخاطر» یک صفت مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب دو بخش ساخته شده است؛ بخش اول «آزرده» که واژهای اصیل و صفت مفعولی از مصدر آزردن (با ریشه در زبان پهلوی) است، و بخش دوم «خاطر» که کلمهای عربی به معنای دل، اندیشه و روح میباشد. این ترکیب زیبا نشاندهنده پیوند عمیق میان زبان فارسی و عربی در خلق اصطلاحات روانشناختی و عاطفی است.
این واژه در ادبیات فارسی برای توصیف کسانی به کار میرود که به دلیل رفتار، سخن یا ناملایمات روزگار، دچار رنجش درونی، دلخوری و اندوه پنهان شدهاند. در فرهنگ نمادین و ادبی، این حالت روحی معمولاً با نشانههایی چون قلب شکسته، چهره عبوس یا گل پژمرده به تصویر کشیده میشود و نمایانگر تیرگی موقت آرامش روان است.