معنی
«یَضْرِبُ» فعل مضارع عربی از ریشه «ضرب» است که چندین معنای مختلف دارد؛ معنای اصلی و فیزیکی آن «میزند» یا «ضربه میزند» است. در کاربردهای اصطلاحی و بیانی به معنای «تعیین کردن» یا «مثال زدن» و در ترکیب با عباراتی چون «فیالأرض» به معنای «سفر کردن» و راه سپردن به کار میرود.
یعنی چه
این واژه در زبان عربی نشاندهنده وقوع کاری در زمان حال یا آینده توسط یک شخص (مفرد مذکر غایب) است که بسته به موقعیت جمله میتواند نشاندهنده یک برخورد فیزیکی (کتک زدن/کوبیدن)، یک اقدام ذهنی و زبانی (مانند ساختن الگو و مَثَل آوردن) یا یک حرکت مکانی (مسافرت و گام برداشتن در زمین) باشد.
مترادف
انتخاب مترادف برای این واژه کاملاً به بافت متن بستگی دارد؛ در معنای زدن با کلماتی مانند یقرع و یجلد، در معنای سفر با یسافر و یسیر، و در معنای تمثیل با یمثل هممعنی است.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه سه حرفی «ض ر ب» مشتق شدهاند و مفاهیمی مرتبط با زدن، کوبیدن، شمارش یا پدید آمدن اثر و تکان را در خود دارند.
ریشه
ریشه اصلی این کلمه «ض ر ب» است که در زبانشناسی عربی به معنای بنیادین «اثر گذاشتن از طریق برخورد، کوبیدن، ایجاد تغییر یا مرزبندی مشخص» به کار میرود.
جمله سازی
به عربی
در خود زبان عربی، بسته به کاربرد، واژههای فصیح دیگری میتوانند به عنوان معادلهای دقیقترِ معنایی جایگزین آن شوند.
به فارسی
دقیقترین برگردانهای فارسی برای این واژه بر اساس جایگاه آن در متن، فعلهای «میزند»، «ضربه میکوبد»، «تمثیل میآورد» یا «راه میسپارد» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل یضرب
واژه «یضرب» یک فعل مضارع عربی صیغه مفرد مذکر غایب از ریشه «ض ر ب» است که کاربرد بسیار گستردهای در ادبیات عرب و به ویژه در متن قرآن کریم دارد. این کلمه با وجود ساختار چهار حرفی و ساده خود، دارای طیف وسیعی از معانی است که از برخورد فیزیکی و کوبیدن آغاز شده و تا مفاهیم انتزاعیتری مانند بیان مثلها و روشن کردن حقایق، و حتی حرکت فیزیکی بلندمدت مانند سفر کردن در زمین (فیالأرض) گسترش مییابد.
در تحلیل نمادین و زبانی، ریشه این واژه همواره مفهوم «ایجاد اثر بارز و تغییر» را با خود به همراه دارد؛ خواه این اثر ناشی از فرود آمدن یک شیء باشد، خواه ناشی از به تصویر کشیدن یک واقعیت در قالب تمثیل، و خواه به جا ماندن رد پا در مسافرت. شناخت دقیق معنای آن تنها با توجه به کلمات همنشین در جمله امکانپذیر است.