یعنی چه
ابریشمبها در اصطلاح به دستمزد، صله یا انعامی گفته میشود که به نوازندگان و مطربان پرداخت میشد. در قدیم، سیمهای سازهای زهی را از ابریشم تابیده میساختند؛ به همین دلیل پرداختکننده برای حفظ احترام هنرمند، پاداش او را بهای ابریشمِ ساز مینامید تا جنبه رسمی و توهینآمیز نداشته باشد. این واژه به مرور زمان معنای وسیعتری نظیر پاداش، انعام محترمانه و هدیه خارج از مزد رسمی نیز پیدا کرده است.
تلفظ
این واژه بر اساس مصوتهای زبان فارسی به صورت «اَبْرِشَمبَها» تلفظ میشود که ترکیبی از دو بخش «ابریشم» و «بها» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه دقیقاً ۹ حرف دارد و به عنوان معادل انعام، صله مطرب یا مزد نوازنده به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم دقیق این اصطلاح کنایی، از عباراتی که به دستمزد نوازنده یا انعام محترمانه اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «إکرامیة» بهترین معادل برای پاداشهای محترمانه و انعامگونه است که در این زمینه به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل صله، انعام، بخشش، دستمزد غیررسمی، شیرینی و حقالزحمه ساززن است.
نماد چیست
این واژه در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد کرامت، بخشش بزرگوارانه و پاداشی است که برای حفظ آبروی هنرمند داده میشود تا حس مزدور بودن به او دست ندهد. در ادبیات عرفانی (مانند داستان پیر چنگی در مثنوی معنوی مولانا)، نماد پذیرش طاعات ناخالص و قلبهای شکسته توسط خداوند کریم است.
جمعبندی و توضیح کامل ابریشم بها
واژه «ابریشمبها» یک ترکیب کنایی و اصیل در زبان فارسی است که برخلاف ظاهرش، ارتباط مستقیمی با تجارت الیاف ابریشم ندارد. این اصطلاح در اصل به دستمزد و صلهای اشاره دارد که به نوازندگان سازهای زهی پرداخت میشده است؛ چرا که در قدیم سیم این سازها از ابریشم تابیده تهیه میشد و مردم برای حفظ احترام و آبروی هنرمند، پاداش او را تحت عنوان «پولِ تار و سیم ساز» یا همان ابریشمبها تقدیم میکردند.
این واژه در فرهنگهای معتبری چون معین و دهخدا به معنی انعام و مزد غیررسمی ثبت شده و عالیترین تجلی ادبی آن در مثنوی معنوی مولانا و در داستان «پیر چنگی» دیده میشود، آنجا که نوازنده پیر از خدا طلب ابریشمبها میکند. در مجموع، ابریشمبها پاداشی محترمانه و کنایه از بخشش کریمانهای است که فراتر از قراردادهای مالی و رسمی پرداخت میشود.