یعنی چه
این عبارت در اصل به صورت «شستکُله» بوده که در آن «شست» به انگشت بزرگ دست و «کُل/کله» به معنی شل، ناقص یا معیوب اشاره دارد. این لقب تاریخی متعلق به یکی از شاعران قرن ششم هجری بوده است.
تلفظ
تلفظ صحیح تاریخی آن بر اساس ریشهشناسی واژه، «شُستکُله» یا «شَستکُله» (با ضمه ک و فتح لام) است، هرچند امروزه به صورت عامیانه «شصت کله» خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل دقیقاً ۶ حرف دارد و به عنوان یک لقب تاریخی یا صفت کنایهای شناخته میشود.
به انگلیسی
این اصطلاح به دلیل ماهیت تاریخی و کنایی خود معادل مستقیم یککلمهای در انگلیسی ندارد و به صورت توصیفی ترجمه میشود.
به عربی
در متون تاریخی و ترجمههای عربی، برای رساندن مفهوم این لقب از عبارات توصیفی مربوط به نقص انگشت شست استفاده میکنند.
به فارسی
برگردان دقیق مفهومی این واژه به فارسی روان امروزی، به کلماتی چون «شستمعیوب» یا کسی که انگشت شست دستش دچار نقص ظاهری است اشاره دارد.
در قرآن
ترکیب «شصت کله» یک لقب کاملاً ایرانی و مربوط به تاریخ ادبیات قرن ششم هجری است و هیچ ریشه، کاربرد یا واژه مشابهی در متن قرآن مجید ندارد.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ ادبی نماد هویت شمسالدین احمد بن منوچهر همدانی است. همچنین در یک اشتباه تاریخی توسط دولتشاه سمرقندی، به غلط نمادی از کثرت گله و ثروت منوچهری دامغانی پنداشته شده بود.
جمعبندی و توضیح کامل شصت کله
عبارت «شصت کله» که در متون کهن و اصیل به صورت «شستکُله» ضبط شده است، یک واژه عمومی در زبان فارسی نیست، بلکه یک لقب تاریخی و کنایی مربوط به اواخر قرن ششم هجری است. این لقب در واقع به شاعر معروف آن دوران، «شمسالدین احمد بن منوچهر همدانی» (ندیم سلطان طغرل سلجوقی) تعلق داشته و علت نامگذاری آن، وجود یک نقص ظاهری یا کوتاهی در انگشت شست دست او یا پدرش بوده است.
در تذکرههای قدیمی مانند نوشتهٔ دولتشاه سمرقندی، یک اشتباه ریشهشناختی رخ داده و این لقب به اشتباه به «منوچهری دامغانی» نسبت داده شده است؛ با این توجیه که او دارنده شصت گله گوسفند بوده است. اما محققان بزرگی چون سعید نفیسی و ذبیحالله صفا با استناد به کتاب تاریخی «راحةالصدور»، این ادعا را رد کرده و اثبات نمودهاند که واژه از ترکیب «شست» (انگشت) و «کُل» (به معنی معیوب و ناقص در فارسی قدیم) ساخته شده است.
بنابراین، این ترکیب امروزه در لغتنامهها معنای مستقل عامیانهای ندارد و هرگاه در جدولها یا متون ادبی دیده شود، مستقیماً به همین صفت کنایهای و لقب تاریخی اشاره میکند که تعداد حروف آن در رسمالخط متداول ۶ حرف است.