یعنی چه
واژه بدقواره به ویژگی یا صفت چیزی اشاره دارد که ابعاد، شکل ظاهری یا اندام آن متناسب و خوشفرم نباشد. این واژه معمولاً برای انسان، حیوان، اشیا یا حتی لباس و پارچهای که برش نامناسبی دارد، به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «بَدْقَوارِه» است که در زبان عامیانه و رسمی با همین آوا شنیده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه بدقواره یک پاسخ ۷ حرفی است. از واژههای هممعنی دیگر مانند بدشکل یا ناموزون نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، از صفاتی که به عدم تناسب ساختار و ظاهر اشاره دارند برای ترجمه این واژه استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای فارسی و واژههای جایگزین معتبر برای بدقواره شامل کلماتی چون بدریخت، بدترکیب، ناهماهنگ، ناموزون، بیآرایه و بیقواره است که همگی بر عدم زیبایی ساختاری دلالت دارند.
نماد چیست
این واژه نماد فرهنگی یا اسطورهای خاصی در ادبیات ندارد؛ بلکه صرفاً یک صفت توصیفی با بار معنایی منفی زیباییشناختی است. گاهی به صورت استعاری برای توصیف ساختارهای اداری، اجتماعی یا رفتارهای ناهنجار و نامطلوب نیز به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بدقواره
واژه «بدقواره» یک صفت مرکب (امتزاجی) در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند منفیساز «بد» و واژه «قواره» (برگرفته از ریشه عربی قِوارة به معنی برش و هیئت ظاهری) شکل گرفته است. این کلمه در اصطلاح لغوی به هر شخص، شیء یا لباسی اطلاق میشود که ابعاد، تناسبات یا فرم ظاهری آن نازیبا، ناهماهنگ و ناموزون باشد.
در فرهنگهای معتبر لغت نظیر دهخدا، معین و عمید، این واژه علاوه بر دلالت بر اندام نامتناسب انسان، برای پارچهها و پوشاکی که دوخت و برش اشتباهی دارند نیز استفاده شده است. از نظر نمادین، کاربرد این کلمه بازتابدهنده ناهنجاری ساختاری و خروج از نظم و اعتدال است و در زبان امروز گاهی به ساختارهای غیراستاندارد نیز تعمیم داده میشود.