یعنی چه
این اصطلاح در ادبیات کلاسیک و متون اخلاقی گذشته، به فردی اطلاق میشد که تمایل و علاقهٔ مفرط (عاطفی یا جنسی) به پسران نوجوان و سادهروی (امرد) داشته است.
تلفظ
واژه از دو بخش «اَمْرَد» (بر وزن زرد) به معنای جوان بیریش و «پَرَست» (بن مضارع از پرستیدن) تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدولهای متقاطع درباره معشوقبازیهای سنتی یا اصطلاحات کهن، عباراتی چون امردپرست، شاهدباز یا نظارباز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژهٔ Pederast دقیقترین معادل تاریخی و ادبی برای این مفهوم در فرهنگ سنتی است.
به عربی
در زبان عربی از ترکیبات وصفی برای رساندن این معنا استفاده میشود و در متون فقهی گاه با مفاهیم عامتر خلط شده است.
به فارسی
در زبان فارسی اصطلاحات هممعنی دیگری مانند شاهدباز، نظارباز و در عامیانه بچهباز برای اشاره به این پدیده وجود دارد.
نماد چیست
این واژه فاقد نماد گرافیکی ملموس است، اما در سبکهای شعری خاص (مانند مکتب وقوع یا واسوخت)، معشوقِ امرد نمادی از یک معشوق زمینی، جفاکار، گریزپا و تندخو بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل امرد پرست
واژهٔ «امردپرست» یک ترکیب اتصالی ساختهشده از واژهٔ عربی «امرد» (به معنای نوجوانی که هنوز ریش در نیاورده و صورتش عریان است) و واژهٔ فارسی «پرست» (از مصدر پرستیدن، به معنای شیفتگی و توجه افراطی) است. این اصطلاح تاریخی در متون ادبی، عرفانی و اخلاقی گذشته برای توصیف افرادی به کار میرفته که به این گروه سنی از پسران گرایش عاطفی یا جنسی داشتهاند.
در بررسیهای دانشنامهای، این واژه بار معنایی منفی و نکوهشی در متون اخلاقی دارد؛ هرچند در دوران شکوفایی شعر سبک عراقی و هندی، جلوههای متفاوتی از زیباییشناسیِ پیرامون مفهوم «امرد» وجود داشته که گاه با رویکردهای نمادین یا عرفانی (مانند شاهدبازی و جمالپرستی) توجیه میشده است. امروزه این اصطلاح بیشتر ارزش تاریخی و زبانشناختی در بررسی متون کهن دارد.