یعنی چه
واژه سرلادی صفت نسبی است که دو معنای مجزا دارد؛ در علم زیستشناسی به ویژگی بافتهای جنینی و تمایزنیافته گیاهان آوندی (مریستمی) گفته میشود که سلولهای آن مدام تقسیم شده و عامل رشد گیاه هستند. در معماری سنتی نیز به معنای متعلق یا مربوط به رج و رده بالایی دیوار (سردیوار) است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت سَرلادی (sar-lā-di) است که از ترکیب سَر + لاد + یِ نسبت ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «مربوط به بافت مریستمی گیاه» یا «رج بالایی دیوار»، واژه ۶ حرفی «سرلادی» است.
به انگلیسی
در متون علمی و تخصصی زیستشناسی، معادل دقیق انگلیسی صفت سرلادی، واژه Meristematic است.
به ترکی
در زبان ترکی برای اشاره به این بافت گیاهی و صفات مربوط به آن از واژگان Meristemik یا Sürgen استفاده میشود.
به فارسی
این واژه مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی است که به عنوان برگردان سره و دقیق برای اصطلاحات بیگانه مریستمی به کار میرود. در ادبیات معماری نیز مترادف با اصطلاح مربوط به رج فوقانی دیوار است.
نماد چیست
از منظر نمادین، در زیستشناسی مظهر پویایی، پتانسیل بیانتها برای رشد، جوانی دائمی و نوسازی گیاه است، چرا که سلولهای آن هرگز پیر نمیشوند و مدام تقسیم میگردند. در معماری نیز نماد بالاترین بخش پایدار یک سازه است.
جمعبندی و توضیح کامل سرلادی
واژه سرلادی یک اصطلاح کاملاً فارسی و اصیل است که کاربرد دوگانهای در علوم زیستشناسی و معماری سنتی دارد. در زیستشناسی، این کلمه توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی به عنوان معادل صفت Meristematic تصویب شده و به بافتهای جنینی گیاه اشاره دارد که در نوک ریشه و ساقه قرار گرفته و با تقسیم سلولی مداوم خود، مسئول رشد طولی و قطری گیاه هستند. این بافتها برخلاف سایر بخشهای گیاه تمایزنیافته باقی میمانند.
در حوزه معماری سنتی ایرانی، سرلادی به لایهها، رجها یا خشتهای قرار گرفته در بالاترین قسمت یک دیوار (سردیوار) اطلاق میشود که متمایز از بخشهای پایینی یا بنلادی است. ریشه این کلمه از ترکیب «سر» به معنای بالا یا رأس و «لاد» به معنای چینه، دیوار یا بافت پایه شکل گرفته است.