یعنی چه
تخشع در لغت به معنای خود را خاشع نشان دادن، اظهار تواضع و فروتنی کردن، و عجز و لابه آوردن است. این واژه در اصطلاح اخلاقی و دینی به حالت نرمدلی و تسلیم درونی همراه با تکلف یا اراده در برابر پروردگار اشاره دارد.
تلفظ
این واژه بر وزن تَفَعُّل از ریشه عربی خشع تلفظ میشود و تشدید روی حرف شین قرار دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه تخشع به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «فروتنی کردن» یا «تضرع و لابه» به کار میرود و دقیقاً چهار حرف دارد.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم تخشع در انگلیسی بسته به سیاق متن از واژگانی که به فروتنی اخلاقی یا تسلیم و کرنش درونی اشاره دارند، استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی واژه تخشع شامل فروتنی کردن، خاکساری، شکستن غرور، زاری و تضرع به درگاه حق است.
در قرآن
این واژه به صورت فعل مضارع در آیه ۱۶ سوره حدید به کار رفته است: «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ»؛ آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان برای یاد خدا خاشع و فروتن گردد؟ همچنین ریشه اصلی آن (خشع) کاربردهای فراوانی در قرآن دارد.
نماد چیست
در فرهنگ اخلاقی و اسلامی، تخشع نماد عینی بندگی، فروتنی مطلق در برابر آفریدگار و رهایی از کبر و خودخواهی است. در طبیعت نیز زمین خشک و افتاده یا گیاهان سرخمکرده به عنوان نمادی از این حالت شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل تخشع
واژه تخشع مصدری از باب تفعّل و برگرفته از ریشه عربی «خشع» است که در زبان و ادبیات فارسی کاربردی دینی، اخلاقی و عرفانی دارد. این کلمه به معنای تلاش ارادی برای ایجاد حالت فروتنی، خشوع و خاکساری در قلب و رفتار انسان در برابر یک عظمت بزرگ (بهویژه پروردگار) است. تفاوت ظریف آن با خشوع در این است که تخشع گاهی به تکلف و تمرین برای رسیدن به آن حالت درونی دلالت میکند.
در متون قرآنی و احادیث اسلامی، این مفهوم با نرمدلی و تاثیرپذیری قلب از ذکر خداوند پیوند خورده است. نقطه مقابل این صفت، تکبر، قساوت قلب و سرکشی است که انسان را از درک حقیقت محروم میسازد. از این رو، تخشع به عنوان یکی از فضایل اخلاقی برجسته برای صیقل دادن روح و شکستن بت غرور شناخته میشود.