یعنی چه
لباس پشمینه به جامه یا پوششی گفته میشود که از الیاف و پشم طبیعی حیواناتی مانند گوسفند، بز و شتر بافته شده باشد. این نوع لباس در گذشته معمولاً ضخیم، خشن و زبر بوده و به دلیل سادگی، پوشش سنتی درویشان و صوفیان به شمار میرفته است.
تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «لباس» (با کسرهٔ سین در حالت مضاف) و «پَشمینه» (با فتح پاء و سکون شین) تشکیل شده است.
در جدول
عبارت «لباس پشمینه» دقیقاً دارای ۱۰ حرف است. در طراحهای جدول کلمات متقاطع، بسته به تعداد حروف خواسته شده، کلماتی نظیر خرقه، دلق، صوف یا شولا نیز به عنوان پاسخ پذیرفته میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به لباس پشمی خشن و سنتی از اصطلاح Woolen garment یا Woolen robe استفاده میشود. واژه Pashmina نیز در کاربرد مدرن غربی بیشتر به شالهای لطیف و گرانبهای تهیه شده از کرک کشمیر اطلاق میگردد.
به عربی
در زبان عربی به لباس پشمی «ثوب الصوف» میگویند. همچنین کلمه «صوف» به خودی خود ریشه نامگذاری پیروان تصوف (صوفیان) به دلیل پوشیدن همین جامه زبر پشمینه است.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای عبارت لباس پشمینه از ترکیبهای Yün giysi یا Yünlü elbise استفاده میشود که مستقیماً به معنی لباس بافته شده از پشم است.
نماد چیست
در فرهنگ، ادبیات و عرفان ایرانی، لباس پشمینه (یا همان خرقه و دلق) نماد بارز سادهزیستی، فقر اختیاری، صوفیگری و دوری از تجملات دنیوی است. شاعران بزرگی مانند حافظ و مولوی بارها از خرقه پشمینه در اشعار خود هم به عنوان نماد پاکبازی و هم در ملامت صوفیان ریاکار استفاده کردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل لباس پشمینه
لباس پشمینه در اصل به جامه یا پوششی ضخیم و زبر اطلاق میشود که از الیاف طبیعی پشم گوسفند، بز یا شتر بافته شده است. واژه پشم ریشهای کهن در زبان پارسی میانه دارد و همراهی آن با پسوند «ینه»، نشاندهنده جنس و اصالت ماده اولیه آن است. گرچه امروز واژه پشمینه در سطح بینالمللی (تحت عنوان پاشمینا) بیشتر یادآور شالهای لطیف و گرانقیمت کشمیری است، اما در بافت تاریخی و زبانی ایران، به پوششی ساده و خشن اشاره دارد.
این عبارت در فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران جایگاه ویژهای دارد؛ چرا که لباس سنتی صوفیان، درویشان و زاهدان بوده است. در واقع اصطلاح «صوفی» نیز از واژه عربی صوف به معنای پشم وام گرفته شده که به دلیل پشمینهپوشی این گروه به آنها اطلاق میشد. در اشعار کلاسیک فارسی، لباس پشمینه کنایه و نمادی از ترک دنیا، پارسایی، فقر اختیاری و ایستادگی در برابر جلال و تجملات پادشاهان است، هرچند گاهی نیز در نکوهش ریاکاری صوفیان ظاهرساز به کار رفته است.