یعنی چه
این ترکیب در واقعیت یک گونه گیاهی نیست، زیرا درخت بید اصلاً میوه خوراکی ندارد. در ادبیات فارسی، «بید ثمر» یا ثمر خواستن از بید، یک پارادوکس و اصطلاح کنایی است که به توقع بیجا داشتن از کسی که توانایی یا اصالت انجام کاری را ندارد اشاره میکند.
تلفظ
واژه «بید» با کسره اضافه به واژه «ثمر» متصل میشود: [bide samar]
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به نشانه بیحاصلی، کار عبث یا میوه درخت بید، عبارت «بید ثمر» با ۶ حرف است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم کنایی آن در انگلیسی از اصطلاحات مربوط به تلاشهای بیثمر و پوچ استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم کنایی آن به صورت ضربالمثل یا عبارات توصیفی درباره طلب خیر از افراد ناتوان بیان میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی این ترکیب در متون ادبی بیشتر شامل تعابیری همچون بار بید، میوه ناپیدا، و کنایه از کار بیهوده است.
در قرآن
عبارت «بید ثمر» یا خود واژه «بید» در قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، واژه «ثمر» و مشتقات آن بارها در آیات قرآنی برای اشاره به میوههای دنیوی و بهشتی به کار رفته است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات ما، درخت بید با وجود داشتن قامتی بلند و سایهای زیبا، چون بدون میوه است، نماد افرادی است که ظاهر زیبایی دارند اما هیچ خیر، برکت یا فایدهای به دیگران نمیرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل بید ثمر
عبارت «بید ثمر» یک اصطلاح استاندارد در علم گیاهشناسی یا لغتنامههای رسمی به عنوان یک مَدخل مستقل نیست. درخت بید (Salix) در طبیعت بدون میوه یا ثمر خوراکی است؛ بنابراین ترکیب این دو واژه در زبان فارسی یک ساختار پارادوکسی، کنایی و شاعرانه ایجاد میکند.
در ادبیات کلاسیک، بهویژه در سبک هندی و اشعار شاعرانی چون صائب تبریزی، «ثمر خواستن از بید» کنایه از توقع بیجا داشتن، انجام کار بیهوده و طلب کردنِ خیر و منفعت از انسانهای بیحاصل و بیاصل و نسب است. این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع نیز به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای مفاهیمی همچون تلاش عبث یا بارِ بید کاربرد دارد.