یعنی چه
واژهٔ «دور افتاده» در زبان فارسی به معنی مکان یا منطقهای است که از مراکز اصلی، شهرهای پرجمعیت یا آبادیها فاصله زیادی دارد و دسترسی یا ارتباط با آن بهسختی امکانپذیر است. این صفت در حالت کنایی برای افراد منزوی، جدا مانده از جامعه یا دور شده از وطن نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «دُور اُفتادِه» است که از دو بخش صفت «دور» و صفت مفعولی «افتاده» تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «دور افتاده» کلماتی مانند پرت، بعید، دوردست، متروک یا دنج به کار میروند. خود واژهٔ «دور افتاده» با احتساب فاصله ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای انگلیسی برای این مفهوم Remote و Isolated هستند که دلالت بر دوری مکانی یا جغرافیایی دارند.
به عربی
در زبان عربی از واژه «ناء» یا ترکیب «مكان بعيد» برای توصیف مناطق دورافتاده استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه Ücra دقیقاً به معنای دورافتاده و پرت است و Uzak معنای کلی دور را افاده میکند.
به فارسی
معادلهای اصیل و مترادفهای فارسی این واژه شامل کلماتی چون دوردست، پرت، غریب، جدامانده، منزوی و مخروبه یا متروک (در اصطلاح مکانی) هستند.
جمعبندی و توضیح کامل دور افتاده
واژهٔ «دور افتاده» یک صفت مفعولی مرکب و اصیل فارسی است که از ترکیب دو جزء «دور» (ریشه پارسی میانه dūr) و «افتاده» (از مصدر افتادن) ساخته شده است. این کلمه در درجه اول برای توصیف جغرافیا و مکانهایی به کار میرود که خارج از محدوده شهری، آبادیها و خطوط ارتباطی اصلی قرار دارند و به دلیل سخت بودن دسترسی، بکر یا خلوت باقی ماندهاند.
در ادبیات فارسی و عرفان، این اصطلاح فراتر از بعد مکانی، معنایی کنایی و نمادین به خود میگیرد؛ به طوری که نمادی از تنهایی، غربت، عزلتنشینی و جدایی از اصل و موطن خویش محسوب میشود؛ همانگونه که در ادبیات کلاسیک مانند نینامه مولانا، مفهوم دور افتادن از اصل و اشتیاق بازگشت به آن به زیبایی تصویر شده است.
در کاربردهای امروزی و متون رسانهای، این واژه بیشتر برای اشاره به مناطق محروم، کمبرخوردار یا نقاط جغرافیایی خاص و دستنخورده طبیعت به کار میرود و در جدولهای کلمات متقاطع نیز با مترادفهایی همچون پرت و بعید شناخته میشود.