یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح کنایی در زبان فارسی است. زمانی به کار میرود که یک راز، خبر یا موضوع خصوصی و عمومی، میان مردم پخش شود و همگان درباره آن صحبت کنند؛ به عبارتی دیگر یعنی نقل محافل شدن و انتشار وسیع یک خبر میان توده مردم.
تفلظ
تلفظ این عبارت ترکیبی به صورت [be dahān-hā oftādan] است که از حروف اضافه، اسم جمع و فعل ساختاری تشکیل شده است.
در جدول
در مسابقات و جداول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق این عبارت با ۱۴ حرف همان «به دهانها افتادن» است و عبارات هممعنی دیگر نظیر «بر سر زبانها افتادن» نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم کنایی از اصطلاحاتی استفاده میشود که بر پخش شدن سریع خبر میان مردم یا تبدیل شدن موضوع به بحث اصلی شهر دلالت دارند.
به عربی
در زبان عربی از افعال و عباراتی استفاده میشود که به چرخش کلام بین زبانها یا پرواز کنایی آوازه و خبر در میان مردم اشاره دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل و عبارات جایگزین این کنایه در زبان فارسی شامل مواردی همچون «ورد زبان شدن»، «پرکردن شهر»، «بوم و بر را گرفتن خبر» و «افشا شدن راز» است که همگی مفهوم واحدی را میرسانند.
نماد چیست
این عبارت از نظر نمادین نشاندهنده سرعت غیرقابل کنترل کلام و قدرت شایعهپراکنی در ساختار جوامع است. در تصویرسازیهای مفهومی، این اصطلاح را معمولاً با نمادهایی چون دهانهای باز چندگانه، پچپچ کردن افراد یا امواج صوتی پراکنده نمایش میدهند.
جمعبندی و توضیح کامل به دهانها افتادن
اصطلاح کنایی «به دهانها افتادن» یا «در دهانها افتادن» از جمله تعابیر تصویری و عامیانه در زبان فارسی است که فرآیند تبدیل شدن یک موضوع، خبر یا راز شخصی به نقل محافل و افکار عمومی را توصیف میکند. ریشه این ساختار کنایی به چرخش کلام از دهانی به دهان دیگر اشاره دارد که در نهایت منجر به همهگیر شدن یک ادعا یا واقعیت در جامعه میشود.
اگرچه این ترکیب به صورت یک مدخل مستقل و سنتی در لغتنامههای کلاسیک نظیر دهخدا یا معین ثبت نشده است، اما تکتک اجزای آن یعنی «دهان» و «افتادن» دارای ریشههای کهن ایرانی هستند. این تعبیر کنایی امروزه در ادبیات گفتاری و رسانهای نقشی کلیدی در بازتاب مفاهیمی همچون وایرال شدن، شایعهپراکنی و قضاوتهای عمومی ایفا میکند.