یعنی چه
واژه «بسر شده» صفت مفعولی از فعل ترکیبی «بهسر شدن» یا «بهسر آمدن» است. این عبارت در زبان فارسی به معنای خاتمه یافتن یک دوره، زمان یا فرایند به کار میرود. همچنین در متون کهن گاه به معنای مجازِ با سر راه رفتن (سرنگون شدن) یا با اشتیاق دویدن نیز ضبط شده است.
تلفظ
این کلمه ترکیبی از حرف اضافه «به» (مخفف به «بِ»)، اسم «سر» و صفت مفعولی «شده» است و به صورت be-sar shodeh تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «پایانیافته»، «سپریشده» یا «خاتمهیافته»، واژه ۶ حرفی «بسر شده» به عنوان یک پاسخ اصیل و کهن ادبی کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، میتوان از معادلهای بالا برای رساندن مفهوم پایان یک بازه زمانی یا وضعیت استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم اتمام و انقضا از ریشههای «قضی» و «نهی» استفاده میشود. توجه شود که ریشه عربی «ب س ر» معنای کاملاً متفاوتی (مانند خرمای نارس یا چهره درهم کشیدن) دارد.
به فارسی
مترادفهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون «سپریشده»، «طیشده»، «به آخر رسیده» و «تمام» هستند که وضعیت اتمام یک جریان یا زمان را نشان میدهند.
نماد چیست
این واژه در فرهنگ نمادهای اصطلاحی جایگاه مستقلی ندارد و صرفاً یک مفهوم وضعیتی و زمانی را میرساند. با این حال، در ادبیات به عنوان نمادی از پایان، فرسودگی و اتمام یک چرخه (مانند عمر) به کار میرود. اگر آن را با واژه مجزای «بُسر» (خرمای نارس) همارز بدانیم، نماد کال بودن و ناپختگی است.
جمعبندی و توضیح کامل بسر شده
واژهی «بسر شده» صفت مفعولی ساخته شده از مصدر ترکیبی «بهسر شدن» است که در زبان فارسی دری و متون کهن ادبی کاربرد فراوانی داشته است. این عبارت در اصل از ترکیب حرف اضافه، اسم و فعل شکل گرفته و معنای سرآمدن، به پایان رسیدن و منقضی شدن زمان یا حالتی را افاده میکند؛ چنانکه سعدی شیرازی در گلستان میفرماید: «در این امید بسر شد دریغ عمر عزیز / که آنچه در دلم است از درم فراز آید».
نکته حائز اهمیت در ریشهشناسی این واژه، تفکیک آن از واژه متمایز «بُسر» در زبان عربی است. بُسر در عربی کلاسیک به معنای خرمای کال و نارس یا درهم کشیدن چهره (عبوس شدن) است که در آیاتی از قرآن کریم (مانند ثم عبس وبسر) نیز به کار رفته است؛ اما واژه ترکیبی «بسر شده» کاملاً ریشه در ساختار زبانی فارسی دارد و بر انقضا و اتمام دلالت میکند.