معنی
واژه حجت در لغت به معنای راهنما، برهان و دلیلی است که عقل یا شرع آن را معتبر بدانند و برای اثبات یک ادعا یا اتمام حجت به کار رود.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی حجت دارد، یعنی دلیلی محکم و قاطع دارد که جای هیچگونه شک و شبههای باقی نمیگذارد و در برابر شرع یا منطق قابل استناد است.
مترادف
کلمات فوق همگی در معنای اثباتکننده حقانیت یا نشانهای برای روشن شدن حقیقت با حجت همپوشانی دارند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده عدم وجود سند، دلیل یا وجود شک و تردید در یک ادعا هستند، به عنوان متضاد کاربردی حجت شناخته میشوند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه عربی (ح-ج-ج) مشتق شدهاند که مفاهیمی چون قصد کردن، مجادله با دلیل و اقامه برهان را در خود دارند.
ریشه
ریشه این واژه عربی است و در اصل به معنی قصد نمودن، غلبه کردن با دلیل و اقناع در جدل و گفتگو به کار میرود.
جمله سازی
در جدول
کلمه حجت در جدولهای متقاطع معمولاً با راهنمای «برهان و دلیل» خواسته میشود که خود واژه حجت یک پاسخ ۳ حرفی دقیق برای آن است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد فلسفی، حقوقی یا عامیانه، میتوان از هر یک از این معادلهای انگلیسی استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل حجت
واژه «حجت» یکی از کلیدیترین مفاهیم در زبان فارسی، منطق و ادبیات کلامی است که ریشه در زبان عربی دارد. این واژه در اصل به معنای برهان، دلیل قاطع و سند محکمی است که برای اثبات یک ادعا یا غلبه در بحث استفاده میشود و جای هیچ عذر و بهانهای را باقی نمیگذارد. اصطلاح «اتمام حجت» نیز در فرهنگ عامه به معنای زدن حرف آخر و فصلالخطاب قرار دادن یک موضوع است.
در فرهنگ و باورهای مذهبی، حجت از جایگاه والایی برخوردار است؛ به طوری که در مذهب تشیع، امامان معصوم و به ویژه حضرت مهدی (عج) با لقب «حجةالله» شناخته میشوند، به این معنا که ایشان دلیل زنده، عینی و واسطه هدایت خداوند بر روی زمین هستند. همچنین در متن قرآن کریم تعابیری همچون «حجت بالغه» به کار رفته که به معنای برهان رسا، استوار و قاطع الهی در برابر بندگان است.