معنی
واژه دچار در زبان فارسی امروز بیشتر در نقش صفت به کار میرود و به معنای گرفتار شدن یا ابتلا به یک بیماری، غم یا مشکل است. در لغتنامههای کهن، معنی اصلی آن مواجهه، ملاقات غیرمنتظره و روبرو شدن با یک امر ناگوار یا جانور درنده بوده است.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی دچار چیزی شده، یعنی آن مسئله (که معمولاً منفی است) گریبانگیر او شده است. این واژه حالت تسلیم یا واسپاری در برابر یک وضعیت یا تقدیر را نشان میدهد.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف میتوانند به جای دچار بنشینند؛ به ویژه گرفتار و مبتلا که بیشترین کاربرد همپوشان را دارند.
متضاد
در منابع کلاسیک متضاد واژگانی دقیقی برای دچار ثبت نشده است، اما با توجه به معنای گرفتاری، مفاهیمی چون رهایی و سلامت به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
هم خانواده
از آنجا که دچار یک واژه جامد مرکب فارسی است، مشتقات عربی (مانند ثلاثی مجرد) ندارد و همخانوادههای آن را ترکیبات فعلی و کلمات همریشه ساختاری تشکیل میدهند.
ریشه
در ریشهشناسی عامیانه و ادبی، آن را مخفف «دوچهار» به معنی تقابل چشم در چشم (چهار چشم) میدانند. از سوی دیگر، پژوهشهای زبانی آن را با ریشه ایرانی باستان به معنی «بدسالی و وضعیت نامطلوب» مرتبط میدانند که به مرور زمان تغییر معنایی یافته است.
جمله سازی
در جدول
اگر در جدول با پرسشهایی نظیر «مبتلا»، «گرفتار» یا «روبرو شدن» مواجه شدید و پاسخ چهار حرفی مد نظر بود، کلمه دچار جواب صحیح است.
به انگلیسی
بسته به اینکه دچار شدن به بیماری مد نظر باشد یا درگیر شدن در یک مشکل، معادلهای انگلیسی و بینالمللی متفاوتی برای آن وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل دچار
واژه «دچار» یکی از کلمات اصیل و پرکاربرد زبان فارسی است که در طول تاریخ سیر تحول معنایی جالبی را طی کرده است. این واژه در ابتدا مفهوم مواجهه فیزیکی ناگهانی و روبرو شدنِ چشم در چشم (دوچهار) با یک پدیده یا خطر را افاده میکرد، اما به مرور زمان در زبان عامه و رسمی به معنای صفتِ گرفتاری، ابتلا و دستخوش ناملایمات شدن تغییر شکل داد.
اگرچه این کلمه به دلیل اصالت فارسی خود در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم مشابه آن مانند ابتلا و اصابت بلا در آیات متعدد دیده میشود. بار معنایی دچار در فرهنگ عمومی معمولاً با نوعی آسیبپذیری انسان در برابر تقدیر یا سختیهای زندگی گره خورده است.
در ادبیات معاصر فارسی، این واژه توسط شاعرانی چون سهراب سپهری از فضای صرفاً منفی و رنجآور خود خارج شد و معنایی عارفانه و عاشقانه به خود گرفت؛ آنجا که عشق را ابتلایی عمیق و تنهاییآور توصیف میکند و میگوید: «دچار یعنی عاشق».